ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٥ - شرحها
است جعل دستور طريقى باشد مانند امر به عمل بر امارات و همان بحث اينكه امر طريقى است يا جعل حكم ظاهرى است عينا در اينجا جارى است و در صورت مخالفت با واقع، مىرود روى بحث جمع ميان حكم واقعى و ظاهرى به همان تفصيل و شرحى كه در علم اصول مورد بحث شده است و نظريههاى مختلف دارد. بنا بر اين اشكال از اين راه كه چگونه امر به طاعت عاصى شده يا امر به اطاعت اوامر مختلفه شده به كلى ساقط است و اين اشكال همان اشكال معروف ابن قبه مىشود در حجيت ظن و جواب هم همان جواب است و چون كلمه" أطيعوا" نسبت به خدا و رسول و اولو الامر تكرار شده شبهه اينكه به يك صيغه دو سنخ حكم (يكى ارشادى و ديگرى جعل دستور طريقى) ممكن نيست، از ميان مىرود و مانعى ندارد، در اينجا شبهه ديگرى هم هست و آن اين است كه عاصى فاسق است و گفته و دستور فاسق مردود است و اين شبهه هم قابل دفع است به اينكه امر اولو الامر مانند تصديق طبيب و هر خبرهاى است كه اعتبار آن مشروط به عدالت نيست بلكه مشروط به وثوق فنى او است و موضوع اولى الامرى هم يك جنبه فنى و خبرويت دارد، بنا بر اين استدلالى كه نقل شده است بر اساس لزوم محال تمام نيست.
٢- آيا مقصود از اطاعت رسول و اولى الامر همان اطاعت خدا است كه منظور اين باشد خدا را اطاعت كنيد و طريق آن اطاعت رسول است و اطاعت اولى الامر، و در حقيقت لب اين دستور يكى است و آن عبارت از ارشاد و تشويق به اطاعت خدا و بندگى او است و ذكر اطاعت رسول و اولى الامر براى نشان دادن راه خدا است و حكم جدائى نيست و اين آيه از نظر تطبيق بر امامان بر حق هم نفس" بنا عُبد اللَّه" مىشود، يعنى به وسيله رهنمائى ما خدا عبادت شده است با اينكه اطاعت خدا جدا از طاعت رسول و اولى الامر است و دو حكم مستقل است و تفسيرش اين است كه دستوراتى در متن قرآن است كه اوامر خدا هستند و اطاعت خدا نظر به آنها دارد و دستوراتى هم از