ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٦ - شرحها
پيغمبر اسلام صادر شده است كه در متن قرآن نيست و از آنها (بفرض النبى) تعبير كنند و در اين صورت آيا اطاعت اولى الامر همان اطاعت پيغمبر است يا اينكه آن هم جدا مورد نظر است از اينكه كلمه" أطيعوا" در اولى الامر تكرار نشده و در رسول دو باره ذكر شده مىشود نتيجه گرفت كه منظور آيه وادار كردن به دو اطاعت است:
١- اطاعت خدا ٢- اطاعت رسول، و اولو الامر از نظر اينكه مجرى اوامر رسول است ذكر شده نه اينكه خودش حق طاعت مستقلى داشته باشد.
در فرض اينكه حكم در آيه همان ارشاد به طاعت خدا است، طاعت رسول و اولى الامر از نظر اين كه طريق آن است ذكر شده و بر فرض اينكه طاعت اولى الامر همان دنباله طاعت رسول باشد، تطبيق آيه بر خصوص ائمه هدى ظاهر است، زيرا فقط امام معصوم است كه قولش راه طاعت خدا و رسول است و احتمال تطبيق بر غير آنها منحصر به اين است كه طاعت اولى الامر مستقلا مورد نظر باشد و اين احتمال بسيار ضعيف است.
٣- وجوب اطاعت خدا ذاتى است و از نظر حق ربوبيت و وظيفه عبوديت است ولى وجوب اطاعت رسول و اولى الامر ذاتى نيست و به اعتبار جهت رسالت و اولى الامرى است، جهت رسالت امر روشن و محدودى است و مورد بحث نيست ولى جهت اولى الامرى قابل بحث است و به تعبير ساده چنين مىشود كه صاحب الامر خود را اطاعت كنيد بنا بر اين كه" منكم" به اصطلاح جار و مجرور و متعلق به امر است نه اينكه در مقام بيان جنس يا نوع اولو الامر باشد و" من" تبعيضيه باشد و محصل معنى اين است: صاحب كارهاى خودتان يا سرپرست كارهاى خودتان را اطاعت كنيد و" من" ابتدائيه است يا به تعبير ديگر نشويه است نه معنى اين باشد كه از صاحب الامرى كه از جنس شما است يعنى بشر است يا از صنف شما است يعنى