ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٨ - شرحها
اطاعت التزامى است كه فرد داده و تعهدى است كه سپرده و مأخوذ به تعهد خويش است و چون اين تعهد او به حساب شركت در يك معاهده عمومى است كه از همه افراد كشور انجام شده است نمىتواند به تنهائى آن را نقض كند و امرى كه بر طبق اين معاهده عمومى صادر مىشود بر هر فردى واجب الاطاعه و نافذ است، اين گونه حكومت هم عادلانه است و هم پيغمبر اسلام آن را صحيح دانسته و قابل اجراء تشخيص داده است، براى اثبات اين موضوع بررسى تاريخ غزوه مؤته مورد توجه است، در سيره ابن هشام ج ٢ ص ٢٥٤ مىگويد:
عبد اللَّه بن رواحه سومين فرمانده منصوب و منصوص قشون اسلام در مؤته كشته شد، ثابت بن اقرم پرچم را برگرفت و گفت: اى مسلمانان بر مردى از خود براى فرماندهى سازش كنيد، گفتند: خودت باش، گفت: من چنين كارى نكنم، مردم خالد بن وليد را به فرماندهى خود انتخاب كردند، چون پرچم به دست گرفت به دفاع از دشمن پرداخت و شروع به عقبنشينى كرد و خود را از دشمن دور كرد و عقب كشيد و لشكر را برگردانيد.
ص ٢٥٥:
چون خالد مردم را بر گردانيد آنها را به سوى مدينه كوچانيد، عروة ابن الزبير گويد: چون قشون مؤته در برگشت خود به اطراف مدينه رسيدند، رسول خدا (ص) با مسلمانان به استقبال آنها رفتند و كودكان در ميان آنها مىدويدند و رسول خدا با ديگران سوار چهار پايان بودند و آن حضرت فرمود:
اين كودكان را با خود برداريد و سوار كنيد و عبد اللَّه بن جعفر را هم به من بدهيد، عبد اللَّه را به آن حضرت رسانيدند و او را گرفت جلوى خود سوار كرد، گويد: مردم به قشون بد بين بودند و خاك به روى آنها مىپاشيدند و مىگفتند: اى گريزانها! از جهاد در راه خدا گريختيد، گويد: رسول خدا (ص) فرمود: اينان گريخته نيستند و بلكه يورش بران جهادند ان شاء اللَّه.