ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨١ - ١ - غيب از سطح ادراك عمومى
علم ساعت را مخصوص خود ساخته واحدى از خلق را بر آن واقف نساخته ... تا آنكه گفته از ائمه هدى روايت شده كه اين پنج چيز را بطور تفصيل و تحقيق جز خداى تعالى نداند. كلام طبرسى تمام شد.
و حاصل اين است كه مقتضاى جمع بين آيات و روايات آن است كه معنى نفى غيب از معصومين اين است كه از پيش خود غيب ندانند و آنچه را دانند بوسيله وحى يا الهام از طرف خدا است و الّا معلوم است كه اكثر معجزات انبياء و اولياء از قبيل اخبار به غائبات است و يك وجه اعجاز قرآن مجيد هم همان اخبار از غائبات است و ما هم بوسيله اخبار خدا و رسول بسيارى از غائبات را دانستهايم چون قيامت و احوال قيامت و بهشت و دوزخ و جنت و قيام قائم (ع) و نزول عيسى و علامات ديگر ساعت و عرش و كرسى و ملائكه.
و آن پنج كه در آيه (٨) است چند احتمال را در خور است:
١- اطلاع كامل و دقيق در اينها منحصر به خدا است و اگر خبر دهند كه شخصى در فلان روز بميرد شامل همه دقائق مرگ از دقيقه و وضع مرگ نيست و ممكن است ملك الموت هم آن را نداند و سپس وجوه ديگر در اينجا نقل كرده است و برخى را هم تقويت نموده است.
من مىگويم: علم غيب يعنى دانستن امور نهانى در برابر امور عيانى كه به حواس ظاهره و حواس باطنه عمومى ادراك مىشوند و اين امور نهانى مراتبى دارند.
[مراتب امور نهانى]
١- غيب از سطح ادراك عمومى
: هميشه افرادى بسيار نادر در ميان بشر بودهاند كه داراى حدس و هوشى بسيار قوى و تيز بوده و از يك نشانه و اشاره مطالب نهانى را درك مىكردهاند، اين افراد در محيط عرب جاهلى به نام كاهن معروف بودهاند و تا آنجا مردم تحت تأثير هوش آنها قرار داشتهاند كه آنها را با جن و پرى همراز و آشنا مىدانسته و در حل مشكلات