ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٦٩
نگذارد از جاده راست بيرون شوند، در اين صورت مىداند كه پس از وفات او بايد كسى به جاى او باشد كه در علم و عمل و اخلاق و كمالات مانند خود او باشد تا مردم را به همان راهى برد كه او مىبرد حافظ دين و شرع او باشد و معصوم از خطاء و لغزش، و اگر پيغمبر را به اين وصف نشناسد و او را يك سلطان مقتدرى داند كه بر پايه اجتهاد و تخمين كار مىكند و مردم مىتوانند به جاى او كسى را بگمارند و انتخاب كنند چنانچه عقيده مخالفين است و مىتواند مانند عثمان و معاويه و يزيد و بنى مروان خليفه او باشند، در حقيقت نه امام را شناخته و نه پيغمبر را. از مجلسى (ره)-
" مع خيار أبرار هذه العترة"
يعنى اشراف و نيكان اولاد رسول و آنها را جمع آورده شايد اشاره به رجعت ائمه ديگر باشد (يا براى ابهام امر قائم ع) تعدد اراده از نظر اظهار و اخفاء و غيبت است و مقصود از غايات منافع و علل غيبت و اظهار است و نهايات مدتهاى متعددى است كه براى ظهور در نظر گرفته مىشود طبق مصالح وقت. از مجلسى (ره)-
" فيمن هذا"
استفهام براى بيان كمى است، يعنى عمل به آداب دلنشين ائمه كمياب است و از اين جهت علم برچيده و نور ديده شود ... در بعضى نسخهها" فمن هذا" آمده، يعنى از اين جهت و" لهذا" بعد از آن براى تأكيد است و هذا اشاره به كلامى است كه ساقط شده.
و در روايت نعمانى چنين است
" و هم بها عاملون":
انس دارند بدان چه مكذبان از آن وحشت دارند و مسرفان از آن گريزانند و به خدا سخنى است كه رايگان داده مىشود، هر كه آن را بشنود درك مىكند و مىفهمد و بدان مىگرود و پيروى مىكند و آن را برنامه خود مىداند و وسيله اصلاح مىسازد، بعد مىفرمايد كه" فمن هذا"- كيست اين مرد خردمند؟" يصدقون" از فعل مجرد يعنى راست گويند در نقل آن از علماء