ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٧ - شرحها
و نگهدارى مىكرده، از مجاهد نقل شده.
٦- مقصود از بينه دليل و حجت از طرف خدا است كه همراه پيغمبر بوده و وسيله تصديق او بوده است چون خدا است كه هر دليل و برهانى را از عقلى و شرعى نصب مىكند و بنا بر اين مقصود از" شاهد منه" خود قرآن است كه شاهد به صدق او است، بعد از تأمل در اخبار باب و توجه به اقوال مفسرين در آياتى كه در اين اخبار بدانها توجه شده است بايد به چند نكته توجه داشت:
١- شاهد و شهادت از نظر لغت و عرف:
الف: شاهد در لغت: شهد المجلس: يعنى در مجلس حضور يافت، شهد الشيء: يعنى معاينه كرد آن را و بر آن مطلع شد، شهد على كذا: يعنى خبر قطعى آن را باز گفت، در اين صورت شاهد كسى است كه در موضوع معينى حاضر و ناظر بوده و بتواند خبر صحيح و قطعى آن را گزارش دهد.
ب: شاهد در عرف: كسى است كه حقيقتى را بطور عيان درك كرده و به عنوان كشف آن را اظهار مىكند و در عرف قضاوت براى اثبات حقى يا جرم و خلافى اظهار او مستند حكم قاضى مىشود و به اين اعتبار بايد قانونى باشد كه اثبات حق يا جرم با آن سنجيده شود و فردى يا افرادى باشند كه حق ميان آنها باشد و يا مرتكب خلاف شده باشند و به اين اعتبار شاهد بر عليه يا بر له آنها است و بسا كلمه شاهد به اعتبار اينكه گواه حقيقتى است به كار مىرود با قطع نظر از آثار آن نسبت به ديگران و شايد به همين اعتبار در ادبيات به معنى محبوب به كار رفته، شاعر مىگويد:
|
شب است و شاهد و شمع و شراب و شيرينى |
غنيمت است دمى روى دوستان بينى |
|
اطلاق شاهد بر معشوق به اعتبار اين است كه حضور او وسيله اثبات محبت و سرگرمى عاشق است يا به اعتبار اينكه هميشه در خاطر عاشق خود