ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣٠
ميان علماء اماميه و ديگران در اين موضوع مناظرات بسيارى واقع شده است، و علماى ما در اثبات رجعت كتابهاى مبسوطى نوشتهاند:
١- احمد بن داود جرسانى (ره).
٢- حسن بن على بن ابى حمزه بطائنى (ره).
٣- فضل بن شاذان نيشابورى (ره).
٤- صدوق محمد بن بابويه (ره).
٥- محمد بن مسعود عياشى (ره).
٦- حسن بن سليمان، شاگرد شهيد ثانى (ره).
و متكلمين از علماء ما آن را ذكر كردهاند، چون شيخ مفيد و شيخ الطائفه و سيد مرتضى و علامه و كراچكى و ديگران از علماء اماميه، و همه كتب حديث موجود در اين زمان پر از ذكر رجعت است، و من در كتاب بحار الانوار جلد ١٣ بيش از دويست حديث از چهل و چند اصل معتبر در باره رجعت نقل كردم و همه صريح در اثبات رجعتند، و اما راجع به رجعت ائمه (ع) اخبار در رجعت امير المؤمنين و امام حسين (ع) متواتر است، و در رجعت رسول خدا (ص) هم اخبار بسيارى است، و در باره رجعت ساير ائمه هم روايات فراوانى است ولى بدان بسيارى نيست، و اما در باره خصوصيات رجعت اخبار اختلاف دارد:
١) آيا رجعت همزمان ظهور امام قائم (ع) است يا جلوتر يا عقبتر.
٢) در مدت رجعت هر يك.
و تحقيق اين خصوصيات لزومى ندارد و ايمان اجمالى بدان كافى است، و اختلاف اخبار در خصوصيات يك موضوعى باعث انكار اصل آن نمىشود، زيرا در معاد و در اصول دين هم اخبار مختلفى وارد شده، با اينكه اصل آنها قطعى است: در بصائر الدرجات سعد بن عبد الله بن سند صحيح از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه اول كسى كه زمين براى او شكافد و به دنيا برگردد حسين بن على (ع) است، رجعت عمومى نيست بلكه براى افراد مخصوصى است، يعنى