ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٧
معنى درستى است كه اخبار و حكم عقل بر آن دلالت دارند.
٤- تفويض بيان علوم و احكام به آنها طبق آنچه صلاح دانند از نظر اختلاف عقل و فهم مردم و يا از نظر تقيه و مقتضيات زمان، پس براى بعضى از مردم احكام واقعيه را بيان مىكنند و بعضى را به تقيه جواب مىدهند و در برابر بعضى به سكوت مىگذرانند، و تفسير آيات و بيان معارف را طبق فهم سئوالكنندگان بيان مىكنند چنانچه بيايد، و حق دارند جواب سؤال را بدهند و حق دارند ندهند، چنانچه در اخبار بسيارى است كه بر شما لازم است بپرسيد و بر ما لازم نيست جواب بدهيم و اينها همه طبق مصالح وقت است كه خدا به آنها رهنمائى مىكند، چنانچه در خبر ابن اشيم و غيره بيايد و شايد تخصيص اين موضوع به پيغمبر اسلام و ائمه (ع) براى اين است كه با اين وسعت براى انبياء و اوصياء ديگر ميسَّر نبوده است و آن مكلَّف به تقيه نبودند و بايد حق را بگويند و تحمل ضرر آن را هم بكنند، گر چه ملاحظه عقل مردم وظيفه آنها هم بوده، و تفويض بدين معنى هم حق است و به اخبار مستفيضه ثابت است و ادلّه عقليه هم گواه آن است.
٥- اختيار در حكم به ظاهر شرع يا موافق آنچه از حق و واقع دانند از الهام خداوند نسبت به هر واقعهاى و اين يكى او توجيهات خبر ابن سنان است كه مىآيد (حديث- ٨).
٦- تفويض در بخشش و منع مالى، زيرا خدا زمين و هر چه در آن است براى آنها خلق كرده است و انفال و خُمس و صفاياى غنيمت را هم از آن آنها نموده است و آنها حق دارند هر چه را به كسى ببخشند و حق دارند منع كنند و اين معنى هم حق است و از بسيارى اخبار ظاهر است، و چون تو