ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤٣ - باب در نام كسانى كه او را ديدهاند
٣- موسى بن قاسم بن حمزه بن موسى بن جعفر گويد:
حكيمه دختر امام محمد تقى (ع) عمه پدرش براى من باز گفت كه او را شب ولادتش و بعد از آن ديدم.
٤- حمدان قلانسى گويد: به عُمَرى گفتم: امام حسن عسكرى (ع) در گذشت؟ فرمود: در گذشت، ولى ميان شما به جا گذاشته كسى كه گردنش مانند اين است و به دست خود اشاره كرد.
٥- فتح، مولى الزّرارى (الرازى خ ل) گفت: از ابا على بن مطهّر شنيدم مىگفت: محققاً آن حضرت را ديده و اندامش را براى او وصف كرد.
٦- كنيز ابراهيم بن عبده نيشابورى، گفته: من با ابراهيم بر كوه صفا ايستاده بودم كه آن حضرت آمد و بر سر ابراهيم ايستاد و كتاب مناسكش را گرفت و چيزها با او باز گفت.
٧- ابى عبد الله بن صالح كه او گفت: من آن حضرت را نزد حجر الاسود ديدم، مردم با او براى (بوسيدن) حجر كشمكش مىكردند، و او مىفرمود: به اين وضع دستور نداريد.
٨- ابى على احمد بن ابراهيم بن ادريس از پدرش كه او گفت: من بعد از وفات امام حسن عسكرى آن حضرت را ديدم وقتى كه قدّ رسائى داشت و من دو دست و سر او را بوسيدم.