ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤٥ - باب در نام كسانى كه او را ديدهاند
٩- قنبرى گويد: يكى از اولاد قنبر كبير خادم ابو الحسن الرضا (ع) گفته: حديث جعفر بن على (جعفر كذاب برادر امام حسن عسكرى) به ميان آمد و قنبرى او را بد گفت، من به او گفتم:
جز او كسى نيست تو امام عصرت را ديدهاى؟ گفت: من نديدم ولى ديگرى ديده، گفتم: چه كسى او را ديده؟ گفت: خود همين جعفر دو بار او را ديده و او داستانى دارد.
١٠- ابى محمد وجنانى گويد: كسى كه او را ديده بود به من خبر داد كه آن حضرت ده روز پيش از حادثه (وفات امام حسن عسكرى" ع" از مجلسى) از خانه بيرون شد و مىفرمود: بار خدايا به راستى كه تو مىدانى اين جا نزد من از همه جا محبوبتر است اگر مرا نمىراندند- يا سخنى به اين مضمون.
١١- على بن قيس از يكى از پاسبانهاى سواد كه گويد: من خود همراه سيماء (مأمور بازديد خانه امام عسكرى از طرف سلطان بودم) و همين تازگى در سر من رأى ديدم كه سيماء در خانه را شكسته بود و آن حضرت طبرزينى در دست داشت و جلو او بيرون آمد و به او فرمود: تو در خانه من چه مىكنى؟ سيماء گفت: جعفر معتقد است كه پدرت مرده و اولاد ندارد، اگر اين خانه از شما است من اكنون بر مىگردم و از خانه بيرون رفت، على بن قيس گويد:
در اين ميان يكى از خادمان خانه بيرون آمد و من اين خبر را از او پرسيدم، به من گفت: چه كسى اين خبر را به تو باز گفت؟ به او گفتم: يكى از پاسبانهاى سواد به من باز گفت: آن خادم به من گفت: ممكن نيست چيزى از مردم نهان بماند.
١٢- عمرو اهوازى گويد: ابو محمد (امام حسن عسكرى ع)