ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٤٧ - باب در نام كسانى كه او را ديدهاند
آن حضرت را به من نمود و فرمود: اين است امام شما.
١٣- از ابى نصر ظريف خادم نَقل است كه حضرت را ديده است.
١٤- ضوء بن على عجلى از مردى پارسى كه نام او را برده، روايت كرده كه امام عسكرى (ع) آن حضرت را به وى نموده است.
١٥- احمد بن راشد از يك مدائنى كه گفته: من با رفيقى كه داشتم به حج رفته بوديم و در موقف (عرفات) بىانتظار به جوانى برخورديم كه نشسته بود و در بر او يك ازار و ردائى بود و در پايش نعل زردى، من آن ازار و رداء را به يك صد و پنجاه اشرفى طلا قيمت كردم، بر آن جوان اثر و نشانه سفر نبود، يك گدا به ما نزديك شد، او را ردّ كرديم و نزد آن جوان رفت و از او چيزى خواست، آن جوان چيزى از روى زمين برداشت و به او داد و آن سائل براى او دعا كرد و در دعا بسيار جديت كرد و طول داد، و آن جوان برخاست و از چشم ما نهان شد.
ما نزد آن سائل رفتيم و گفتيم: واى بر تو به تو چيزى داد؟
او يك ريگ طلاى دندانه دندانه به ما نشان داد كه آن را بيست