ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٩ - باب ناچارى و نيازمندى به امام حجت
به تأخير انداخته است. كلمه مرجئه با همزه و با «يا» به جاى همزه (مُرْجِيَه) استعمال مىشود و هر دو به معنى تأخير است، و بسا مرجئه به همه كسانى گويند كه امير المؤمنين را از درجه خودش كه خلافت پس از پيغمبر است عقب انداختهاند ... نقل از مجلسى ره).
و باز قَدْريها (سابقاً گفتيم كه اين كلمه در معتقدين به جبر و تفويض هر دو استعمال شده است و شايد در برابر مرجئه همان قائلين به تفويض مقصود باشند) هم براى مذهب خود به قرآن استدلال كردهاند، تا كار به جايى رسيده كه ثنويه (منكر خدايا معتقد به دو خدا و دو مبدأ براى خير و شر) هم به قرآن استدلال كردهاند و آن را مدرك گفتار خود دانستهاند و آيات قرآن مجيد را بر مقاصد مختلفه خود تطبيق كردهاند و توجيه نمودهاند تا به جايى كه به مردان دانش در مقام بحث و مناظره چيره مىشوند، از اينجا دانستم كه قرآن بىمفسرى كه حقيقت آن را بداند و نگهدارى نمايد حجت قاطع عذر نمىباشد، آرى آن مفسر قرآن دادن هر چه گويد درست است، به آنها گفتم: اين قيّم و داناى به قرآن كيست؟
گفتند: ابن مسعود بسا كه قرآن مىدانست و نگهدارى مىكند، عُمَر هم مىدانست و حذيفه هم مىدانست، گفتم: همه قرآن را؟
گفتند: نه، من هر چه كاوش كردم در نيافتم كسى كه در باره او بگويند همه قرآن را مىداند، جز على (ع) و چون مسألهاى ميان اين مردم طرح مىشود اين مىگويد: نمىدانم و اين هم مىگويد: نمى دانم و اين هم مىگويد: نمىدانم، تنها اين يكى مىگويد: مىدانم (و آن على (ع) است) و من گواهم كه على (ع) مفسر و حافظ و نگهدار قرآن بوده است و فرمان بردن از او واجب است و پس از رسول خدا (ص) حجت بر مردم است و گواهم هر چه در تفسير قرآن