ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٨
بدان چه ذكر كرديم احاطه كردى و معناى تفويض را فهميدى، فهم اخبار اين باب بر تو آسان مىشود و ضعف قول كسى كه مطلقاً تفويض را نفى كرده درك مىكنى چون معانى تفويض را درست درك نكرده.
صدوق (ره) در رساله عقائد گويد: اعتقاد ما در غلات و مفوضه اين است كه كافرند به خدا جل جلاله و بدترند از يهود و نصارى و گبرها و قدريه و حروريه و از همه اهل بدع و اهواء گمراهكننده، و هيچ چيز مانند رأى آنها خدا را كوچك نكرده تا گويد (ره): امام رضا در دعايش مىگفت:
خدايا من به تو بيزارم از آنها كه براى ما مقامى را ادعا مىكنند كه نداريم، خدايا به تو بيزارم از آنها كه در باره ما چيزها گويند كه خود نگوئيم، بار خدايا خلق منحصر به تو است و روزى دادن منحصر به تو است، و بس تو را پرستيم و بس از تو يارى جوئيم، بار خدايا توئى خالق ما و خالق نياكان ما و پدران ما، خدايا ربوبيت جز به تو نبرازد، و الهيت جز تو را نشايد، من نصارى را لعن كنم كه تو را كوچك شمردند و آنها را كه همانند خلقت ستودند، بار خدايا ما بنده و بندهزادههاى توئيم، براى خود مالك سود و زيان و مرگ و زندگى و برخاستن از گور نيستيم، بار خدايا هر كه گمان برد ما ارباب هستيم ما از او بيزاريم و هر كه معتقد است روزى و آفرينش به دست ما است از او بيزاريم چون بيزارى عيسى بن مريم از ترسايان، خدايا ما آنها را بدان چه معتقدند دعوت نكرديم و بدان چه گويند از ما مؤاخذه مفرما، و آنچه را به ناحق براى ما گويند بر ما بيامرز و احدى از آنها را روى زمين مگذار كه اگر بگذارى بندگانت را گمراه كنند و جز هرزه و كافر نزايند.