ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٣ - شرحها
سلسله ائمه معصومين (ع) كسى نبوده است و اولو الامر بعد از فوت پيغمبر بر همانها تطبيق مىشود و نه ديگرى. در اين روايت، مقامى ميان كفر و ايمان ثابت كرده است به عنوان ضلالت و اين مقام نسبت به كسانى است كه به ائمه معصومين (ص) حب و بغضى ندارند و بىطرفند به شرح زير:
١- قاصرين: كسانى كه قدرت فهم مقام امامت را ندارند و در بعضى اخبار از آنها به مستضعف تعبير شده است.
٢- مردم دور افتاده از تعليمات مذهبى كه ائمه هدى به وضع لائقى به آنها معرفى نشدهاند و نتوانستهاند مقام آنها را درك كنند.
٣- كسانى كه مسامحه كردهاند و با وجود وسائل معرفت در مقام تحصيل معرفت بر نيامده و امامشناس نشدهاند، البته اين دسته از مردم مسئول ترك تحصيل هستند ولى محكوم به خلود در دوزخ نيستند، كه نسبت به همه اين طوايف اميد گذشت و بخشش هست. قريب به مضمون اين خبر در سابق از يكى ديگر از اصحاب امام صادق (ع) گذشت و اين مضمون دلالت دارد بر اجراى يك امتحان و آزمايش دقيقى نسبت به شاگردان مكتب امام صادق (ع)، معروف است كه در حدود چهار هزار شاگرد از درس و مكتب آن حضرت استفاده مىكردند و البته از نظر عقيده و شناسائى ائمه بسيار مختلف بودهاند و خصوص شاگردان شيعه مذهب درجاتى داشتند و معدودى شايسته آن بودند كه با اسرار تعليمات امام آشنا باشد و بايد امتحانات و آزمايشهائى از آنها به عمل آيد و منصور بن حازم در اينجا امتحان داده و امام لياقت او را تصديق كرده و فرموده: اكنون ديگر هر چه خواهى از من بپرس يعنى تو به مقامى رسيدى كه مىتوانى تعليمات خصوصى را دريافت كنى ولى باز هم بطور صريح به او وعده نمى دهد كه هر چه بپرسد جواب خواهد گرفت.