ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠١ - شرحها
منصب و مقامى كه از خدا و رسول به او تفويض شده است قطعا در حدود مقررات دين است و اگر از طرف مسلمانان هم انتخاب شده باشد دائره اختيارات او به حدود مقررات دينى محدود است و در صورت تعدى و تعمد باز غاصب محسوب است، اكنون توجه به اين نكته لازم است كه در واليان و نائبان منصوب يا منتخب در زمان خود پيغمبر حسن ظاهر كافى بوده است زيرا در صورت تخلف قدرت ما فوق آنها موجود است و فوراً آنها را عزل مى كند و خطاى آنها را جبران مىنمايد، چنانچه در موضوع امارت خالد بن وليد پس از فتح مكه اتفاق افتاد، در سيره ابن هشام ج ٢ ص ٢٨٣ مى گويد:
رسول خدا (ص) پس از فتح مكه خالد بن وليد را براى دعوت به اسلام فرستاد نه براى جنگ، خالد با قبائل سليم و مدلج به سرزمين جذيمه بن عامر وارد شد، چون چشم جذيمه به او افتاد سلاح برگرفتند، خالد گفت:
سلاح بگذاريد، مردم همه در اسلام و امنيت شدند، يكى از آنان از كيد خالد ترسيد و سلاح بر گرفت و ديگران به اصرار او را هم خلع سلاح كردند و چون سلاح بر زمين نهادند خالد دستور داد همه را بستند و جمعى از آنها را كشت و چون خبر به رسول خدا (ص) رسيد دست به آسمان برداشت و عرض كرد:
بار خدايا من به تو از آنچه خالد مرتكب شده بيزارم، رسول خدا فرمود: من خواب ديدم كه لقمه خوراك گوارائى به دهان نهادم و از آن لذت بردم و چون آن را بلعيدم مقدارى از آن در گلويم ماند و على (ع) دست فرا برد و آن را بر آورد، ابو بكر آن را تعبير كرد كه لشكر مىفرستى و خبر خوشى و خبر ناخوشى از آنها به تو مىرسد و سپس على (ع) را مىفرستى تا آن را هموار سازد، به من باز گفتهاند كه يكى از آن قوم خود را دزديد و خدمت رسول خدا (ص) آمد و به او گزارش داد، رسول خدا (ص) فرمود: كسى جلوى او را نگرفت؟ گفت: چرا، مردى سفيد پوست و چهار شانه بود كه خالد بر او نهيب