ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٦ - شرحها
امامت ائمه ما (ع) زيرا دلالت دارد كه مناط فضل و ميزان آن علم و دانش است و شك نيست كه ائمه ما در هر عصرى از همه مدعيان خلافت و ديگران اعلم بودند.
طبرسى (ره) گويد: معنى آيه اين است كه برابر نيستند كسانى كه مىدانند آنچه را خدا از ثواب و عقاب وعده داده و آن كسانى كه اين را نمى دانند «انما يتذكر اولو الألباب» يعنى همانا صاحبان خرد از مؤمنان پند پذيرند و سپس مضمون روايت اين باب را از امام صادق (ع) نقل كرده است:
كلمه «يعلمون» بايد مفعولى داشته باشد كه عبارت از معلوم است، در اين آيه معلوم ذكر نشده، علماى بلاغت فعل را به منزله لازم دانسته و مفعول آن را متروك مىدانند و مىگويند: مقصود اين است كه علم و بىعلمى با هم برابر نيستند، مرحوم مجلسى (ره) به كمك اخبار باب مفعول را محذوف دانسته و چون قرينه بر تعيين آن نيست حمل بر عموم كرده يعنى مى دانند هر چيز را كه يك پيشوا بايد بداند و در جمله نفى هم ظاهر اين است كه مفعول را عمومى دانسته يعنى نمىدانند هيچ چيز را در صورتى كه با ندانستن برخى از چيزها هم برابرى منتفى مىگردد، مرحوم طبرسى به قرينه مقام مفعول را ثواب و عقاب دانسته است.
ولى در صورتى كه به گفته اهل بلاغت مفعول را متروك بدانيم در اين دو جمله مقابله ميان يك دسته دانشمند است و يك دسته نادان يعنى دانشمندان با نادانان برابر نيستند و اگر علم را همان اطلاع بر واقعيات ثابته بدانيم چنانچه از اين كلمه فهم مىشود تطبيق جمله اول بر ائمه معصومين و تطبيق جمله دوم بر مخالفين معاند آنها روشن است. مجلسى (ره) گويد:
«نحن الراسخون في العلم»
اشاره است به قول خدا (٦ سوره آل عمران): «او است كه فرو فرستاد بر تو قرآن را، از آن است آياتى محكم كه ام الكتابند يعنى اصل آنند و آيات ديگرى