ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٦ - شرحها
«نيست آن مگر وحيى كه به وى مىرسد» پس شق دوم ثابت است.
س- جائز است علمى كه مورد حاجت مردم است ابلاغ نشود و نهان بماند يا نه؟
ج- شق اول باطل است چون به او وحى شده تا تبليغ كند و مردم را به خدا هدايت كند پس شق دوم ثابت است.
س- اين علمى كه پيغمبر براى هدايت امت اظهار مىكند و از آسمان است ممكن است دچار تناقض و اختلاف باشد كه در يك قضيه و يك زمان دو حكم مخالف اظهار شود يا نه؟
ج- شق اول باطل است چون تناقض گوئى از خدا محال است و خودش هم فرموده (٨٢ سوره نساء): «اگر از نزد غير خدا بود دچار اختلاف فراوان مىشد» پس شق دوم ثابت است.
نتيجه: علم پيغمبر از خدا دريافت شده و به مردم ابلاغ شده و اختلافى هم در آن راه ندارد. اكنون باز مىگوئيم:
س- كسى كه حكم او در معرض اختلاف است چون اجتهادات ضد و نقيض، در اين كار خود موافق رسول خدا است يا مخالف او است؟
ج- شق اول باطل است چون در حكم او اختلافى نبود و دوم ثابت است كه مخالف رسول خدا است.
س- در صورتى كه در حكم رسول خدا اختلافى نيست كسى راه به اين حكم بىاختلاف دارد بدون دريافت از خدا- يا بىواسطه يا بواسطه- به طورى كه تأويل درست متشابهاتى كه سبب اختلاف است بداند يا نه.
ج- اولى باطل است و دومى ثابت است.
س- آيا تأويل درست متشابهات را جز خدا و راسخون در علم مى دانند كه در علم آنها اختلافى نيست يا نه؟
ج- اولى باطل است چون خدا مىفرمايد: «تأويل متشابهات را جز