ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٥ - باب در وجه امتياز دعوى حقگو و باطل جو در امر امامت
پدرم مدّعى مقامى بوديم، تو كه از من چنين چيزى را نشنيدى «و محققاً گواهى آنان نوشته شود و مسئول آن باشند» (اين قسمت اخير آيه ١٩ سوره الزخرف است كه مىفرمايد): «فرشتههائى كه بندههاى خدايند، دختران خدا مىنامند و اين گواهى آنها نوشته شود و مسئول آن باشند». حرص بر دنيا و مقاصد آن براى دنيا طلبان جاى جستن آخرت را نگذاشته تا اين كه مقصود آخرتشان را در دنيا تباه كرده است، و ياد كردى كه من مردم را از پيروى تو باز داشتم چون آنچه را تو دارى مىخواستم، براى من از ورود در آنچه تو وارد شدى جلوگيرى نبود اگر رغبتى در آن داشتم ناتوانى از نظر احاطه به سنّت و قانون و كم بصيرتى به دليل برهان در ميان نبود، ولى خدا تبارك و تعالى مردم را در هم آفريده و اخلاق غريب و عجيب و غريزههائى در آنها مقرر داشته من دو كلمه از تو مىپرسم بگو بدانم: عترف در تن چيست و صهلج در انسان چه معنى دارد؟
جواب همين دو كلمه را براى من بنويس تا من به سوى تو آيم، من تو را از نافرمانى خليفه بر حذر مىدارم و تو را به سپاس و اطاعت او تشويق مىكنم، و به تو سفارش مىكنم كه از او امان بخواهى پيش از آن كه چنگالت بگيرد و از همه جانبه گلو گير شوى و خواهى از هر سو نفس راحتى بر آرى براى تو ميسر نباشد تا خدا به من و فضل خود و مهربانى خليفه ابقاه الله بر تو احسان كند تا به تو امان دهد و مهر ورزد و خويشى با رسول خدا را در باره تو منظور دارد وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى.
«به راستى به ما وحى رسيده عذاب از آن كسى است كه تكذيب كند و پشت به حق دهد».
جعفرى گويد: به من رسيده است كه نامه موسى بن جعفر به