ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٠٠
در ميدان جنگ پس از تسلط بر كفار به دست مىآيد.
ب- از تأمل در اين آيات مبادى و قوانين اقتصادى بسيار پر ارج و بشر پرورى استفاده مىشود كه تاكنون قوانين عالم بشرى در عمق و صراحت به پايه آنها نرسيده است.
ج- در موضوع امور مالى و اقتصادى كه پايه اجتماع بشرى است اختيارات وسيعى به پيغمبر داده شده خصوص پس از سنجش مضمون اين اصل كه:
«هر چه را پيغمبر به شما داد بستانيد و هر چه دريغ كرد وانهيد» با آيه (٤٠ سوره ص) راجع به حضرت سليمان: «اين است عطاى ما كه بىحساب است تو بىحساب بده يا نده»- حساب بر تو نيست- كه در بسيارى از اخبار باب است، و بعد از عموم اين اصل براى سائر شؤون دينى و اجتماعى طبق تفسير و آيات وارده، اختيارات بسيار وسيعى در تشريع به پيغمبر اسلام واگذار شده است.
٣)- (٨٠ سوره نساء) از طبرسى (ره)- سپس ترغيب كرده است در اطاعت رسول و فرموده: «هر كه رسول را اطاعت كند محققاً خدا را اطاعت كرده»، بيان كرده كه طاعت او طاعت خدا است و همانا چنين است زيرا گر چه طاعت پيغمبر باشد از نظر موافقت با خواست او كه دعوت به عمل كند ولى در حقيقت طاعت خدا نيز باشد زيرا به امر و اراده او است، ولى يك امر از دو آمر به طور حقيقت ممكن نباشد، چنانچه يك كار از دو كار كن به طور استقلال ميسّر نيست «و هر كه رو گرداند» يعنى اعراض كند و فرمان نبرد «ما تو را نگهبان او نفرستاديم» يعنى پاسدار از رو گرداندن او نيستى تا قبول اسلام كند- از ابن زيد- گفته اين وظيفه اول بعثت بود، چنانچه در جاى ديگر هم فرمايد: «بر تو نيست جز ابلاغ و پس از آن مأمور به جهاد شد.