ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣٧
كرده بود و طرق حديث طير را در يك مجلد، و از ابو المعالى جوينى نقل كرده كه او تعجب كرده بود كه در بغداد نزد صحاف كتابى ديده بود كه بر آن نوشته بود جلد ٢٨ از طرق حديث
من كنت مولاه فعلى مولاه
، و دنباله آن جلد ٢٩ بيايد.
٣) ابن جزرى شافعى در رساله اسنى المطالب خود در مناقب على (ع) تواتر اين حديث را ثابت كرده است و منكرش را جاهل و متعصب خوانده.
٤) سيد مرتضى در شافى گويد: مطالبه دليل بر صحت اصل خبر دليل زور گوئى است، چون ظاهر و معروف و معلوم است.
مانند غزوات پيغمبر و احوال معروفه آن حضرت و خود حجة الوداع، زيرا شهرت و علم به همه اينها در يك درجه است و يك دليل بر صحت آن اجماع علماء امت اسلامى است بر قبول آن، منتها مخالفان شيعه در مقام تأويل آن بر آمدهاند و معلوم نشده كه يك فرقه مسلمان وجود داشته باشد كه منكر اين حديث باشد و آن را رد كند، و جمعى دليل ديگرى بر صحت اين خبر آوردهاند و آن نقل متظاهر احتجاج امير المؤمنين است در شورى به اين عبارت كه ( (شما را به خدا ميان شما كسى است كه رسول خدا (ص) دست او را گرفته باشد و گفته باشد
من كنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه جز من
)) و آن مردم گفتند نه به خدا، نه، و اعتراف حاضران شورى و رسيدن خبرش به ديگران صحابه بدون انكار در اين موقع موضوع مقتضى موجب قطع به صحت آن است، و اگر خبر قطعى نبود و چون آفتاب وسط روز نمىدرخشيد، على (ع) در اين مقام بدان استدلال نمىكرد. پايان كلام سيد مرتضى.
در قسمت دوم استدلال ما بدان بر امامت آن حضرت دو مقام دارد، اول اينكه كلمه مولى به معنى رئيس مطاع و فرمانده مطلق آمده است، و دوم اينكه در اين حديث همين معنى مقصود است.
در مقام اول:
١- سيد (ره) گفته هر كه به لغت عرب آشنا است مىداند كه اين لفظ را در