ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣٦
پيغمبرش بر ديگران تفضيل داده و مقدم داشته متهم مىدانند، خطاب به بقيه اصحاب رسول خدا فرمود: شما را به خدا هر كس گفتار پيغمبر را در روز غدير خُم شنيده، برخيزد و گواهى دهد، شش تن از اصحاب رسول خدا (ص) از سمت راست على بپا خاستند و گفتند: ما شنيديم در آن روز رسول خدا (ص) دست على را بلند كرد و فرمود:
من كنت مولاه فعلى مولاه.
(ابن ابى الحديد احاديث بسيارى در اين باره نقل كرده است):
٦- سيوطى در دُر المنثور از ابن مردويه و ابن عساكر به سندشان از ابى سعيد خدرى نقل كرده كه چون رسول خدا على را روز غدير به امامت نصب كرد و نداى ولايت او را در داد، جبرئيل اين آيه را آورد (٣ سوره مائده): (امروز دين شما را كامل كردم).
گفته است اين آيه (٦٧ سوره مائده): (ايا رسول، به مردم برسان آنچه از پروردگارت به تو نازل شده) يعنى آنچه به رسول خدا نازل شده روز غدير خُم در باره على بن ابى طالب.
من اخبارى كه در اين باره از طرق خاصه و عامه رسيده در نزديك ده جزوه گرد آوردم، و هر كه خواهد بدان رجوع كند و خلاصه مطلب اين است كه استدلال به خبر غدير توقف بر دو چيز دارد:
١- اثبات اصل خبر.
٢- اثبات دلالت آن بر خلافت آن حضرت (ع).
در قسمت اول گمان ندارم خردمندى در ثبوت اين خبر و تواترش شك و ترديدى به خود راه دهد، زيرا:
١) احاطه بدان چه من در كتاب كبير (بحار) خود گرد آوردم موجب يقين است.
٢) شوشترى در احقاق الحق، ابن كثير شامى شافعى در احوال محمد بن جرير طبرى گفته: من ديدم احاديث غدير خُم را در دو مجلد سطبر جمع آورى