ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٦
عايشه گفته است: خُلق پيغمبر صلى الله عليه و آله در ده آيه اول سوره مؤمنون مندرج است و هر كه را خدا به خُلق عظيم ستايد، از ديگرى در مدح او چه آيد، و گفتهاند كه خُلق عظيم او براى اين بوده كه با تن خود دمخور مردم بود و از دل آنها دور بود، بُرونش با خلق بود و درونش با حق، و گفته شده براى آن بود كه فرمان خدا را در باره خُلق امتثال كرد كه فرمود (١٩٩ سوره اعراف): «گذشت را بگير و به نيكى وادار و از نادانها رو برگردان» و گويند خُلق او را عظيم گفته براى آنكه همه اخلاق نيك در او جمع بود، و آنچه از آن حضرت نقل شده مؤيد آن است كه:
من مبعوث شدم براى تكميل مكارم اخلاق، و فرموده: خدايم پروريد و خوب پروريد، و فرمود: مؤمن با حسن خُلق خود مقام كسى را دريابد كه شبها همه عبادت كند و روزها روزه دارد، و فرمود: در ميزان قيامت هيچ عملى سنگينتر از حسن خُلق نيست، و امام رضا به سند خود از پدرانش از پيغمبر روايت كند كه: ملازم حسن خُلق به ناچار در بهشت است و از سوء خُلق بپرهيزيد كه سوء خُلق به ناچار در دوزخ است.
ابو هريره گويد: محبوبترين شماها نزد خدا آن كس است كه خُلقش بهتر و مهماندارتر است، آن كسانى كه با ديگران الفت گيرند و ديگران با آنها الفت گيرند، و مبغوضترين شما كسى است كه پر رفت و آمد كند براى سخن چينى و ميان برادران دينى جدائى اندازد و براى مردم پاك عيب تراشد.
٢)- (٧ سوره حشر): ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. اين آيه دنبال آياتى است كه راجع به اموال متصرفى اسلام از كفار نازل شده و تكليف غنيمت و فَيء دولت اسلامى را از نظر منقول در بر دارند و در حقيقت از شاهكارهاى مالى اقتصادى قرآن محسوبند و از اينجا شروع مىشود «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ» طبرسى (ره) در مقام شأن نزول آيات