ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩٧
گويد: ابن عباس گفته است: ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى- آنچه خدا بهره رسولش كرده از اهل قرى- تا آخر آيه در باره اموال كفار اهل قرى است كه قريظه و بنو النضير بودند از يهود مدينه و فدك بود در سه ميلى مدينه و خيبر بود و دهات عرينه و ينبع، آنها را خدا به پيغمبرش داد تا هر چه خواهد در آنها حكم كند، و خبر داد كه همه اينها از آن او است، بعضى از مردم گفتند: بايد تقسيم شوند، و اين آيه نازل شد، بعضى گفتهاند آيه اول راجع به خصوص اموال بنى النضير است چون كلمه «منهم» دارد كه اشاره به همان بنى النضير مىشود كه در اول سوره مورد بحث شدهاند، و آيه دوم راجع به اموالى است كه بدون جنگ به دست آمده است، و بعضى گفتهاند هر دو راجع به يك موضوع هستند و آيه دوم را بيان تقسيم و مصرف مالى است كه در آيه اول بيان شده.
تفسير آيات از طبرسى (ره) «آنچه خدا غنيمت و بهره به رسول خدا داده است از ايشان» يعنى از يهودى كه آنها را كوچ داد (و آنها بنى النضير بودند كه بعد از بدر پيمان صلح با مسلمانان مدينه را نقض كردند و پيغمبر آنها را محاصره كرد، و در قرارى كه به وساطت عبد الله بن ابى بن سلول طرفدار دوران جاهليت آنها بسته شد بنا شد هر چه اموال منقول توانند بردارند و از محيط مدينه به خارج قلمرو اسلام كوچ كنند، و همه اموال خود را با شتران و دواب حمل دادند، و آنچه را هم از درهاى ساختمانهاى خود پسنديدند و توانستند كندند و با خود بردند) اگر چه اين حكم نسبت به همه اموال كفار كه در تصرف اسلام آيد سارى و جارى است «آنچه از اموال كه بىقشون كشى به وسيله شتر و اسب باشد ...» و مقصود اين است كه آنچه با اسب و شتر به سوى آن يورش نبرديد، و نزديك خود مدينه بوده و پياده به آنجا رفتيد «ولى خدا رسولان خود را بر هر كه خواهد مسلّط كند» يعنى آنها را بىنبرد بر دشمن چيره سازد به وسيله ترسى كه به دل آنها اندازد (و به