ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٠٩ - مسأله ١ - به قسامه قصاص در قتل عمد و ديه بر قاتل در خطاى شبه عمد، و بر عاقله در خطأ محض ثابت مىشود
اگر براى او قسامه از قومش نباشد خود پنجاه قسم مىخورد، پس اگر قسم بخورد حكم به برائت او از قصاص و ديه مىشود و اگر قسامه نداشته باشد و از قسم نكول كند ملزم به غرامت مىشود و در اينجا قسم بر طرف رد نمىشود.
(١)
مسأله ٧- قسامه در اعضا، با لوث، ثابت مىشود.
و آيا قسامه در آنها در عمد پنجاه و در غير آن بيست و پنج مىباشد در جايى كه جنايت به ديه برسد مانند بينى و ذكر وگرنه به نسبت آن از پنجاه قسم در عمد و بيست و پنج در خطا و شبه آن مىباشد يا شش قسم در جايى كه در آن ديه نفس باشد و به حساب آن از شش در جايى كه در آن كمتر از ديه نفس باشد؟ احوط همان اولى است و اشبه دوّمى مىباشد.
و بنابراين، در يك دست يا يك پا و هر چيزى كه در آن نصف ديه است سه قسم مىباشد و در جايى كه در آن دو ثلث ديه است دو قسم مىباشد و هكذا.
و اگر كسرى در قسم باشد به قسمى كامل مىشود؛ زيرا قسم كسر نمىشود، پس در يك انگشت يك قسم است و همچنين در يك سر انگشت هم يك قسم است. و همچنين است كلام در جرح، پس شش قسم به حسب نسبت، مجزى است و در كسر، به قسمى كامل مىشود.
(٢)
مسأله ٨- در قسامه علم حالف شرط است
؛ و بايد قسم او از روى جزم و علم باشد و ظنّ كفايت نمىكند.
(٣)
مسأله ٩- آيا قسامه كافر بر دعوايش بر مسلمان، در عمد و خطا، در نفس و غير آن قبول است (يا نه)؟ در آن خلاف است.
و وجه، عدم قبول است.
(٤)
مسأله ١٠- در قسم بايد قيودى ذكر شود كه موضوع و مورد قسم را از ابهام و احتمال خارج كند
، از قبيل ذكر قاتل و مقتول و نسب آنها و وصف آنها به طورى كه ابهام و احتمال را برطرف كند.
و ذكر نوع قتل، از اينكه عمد است يا خطا يا شبه عمد. و ذكر انفراد يا شركت در قتل و قيودى مانند اينها.
(٥)
مقصد سوّم در احكام قسامه است
(٦)
مسأله ١- به قسامه قصاص در قتل عمد و ديه بر قاتل در خطاى شبه عمد، و بر عاقله در خطأ محض ثابت مىشود.