ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٨٥ - مسأله ٢ - صفاتى كه در قاضى معتبر است، به وجدان و شياعى كه مفيد علم يا اطمينان باشد و بينه عادل، ثابت مىشود
(١)
مسأله ٧- بعضى گفتهاند: كسى كه شهادتش به نفع شخصى يا عليه او قبول نمىشود حكم او هم چنين نافذ نمىباشد
، مانند شهادت فرزند بر والدش و دشمن بر دشمنش. ولى اقوى نفوذ آن است اگر چه شهادت او را قبول ندانيم.
(٢)
مسأله ٨- اگر دو طرف دعوى، مخاصمهشان را نزد فقيه جامع شرايط بردند و او نگاهى به واقعه آنها افكند و بر اساس موازين قضاوت، حكم نمود براى طرفين جايز نيست كه دعوى را نزد حاكم ديگر ببرند.
و حاكم دوم حق نظر در آن و نقض آن را ندارد، بلكه اگر هر دو طرف مخاصمه بر اين راضى شوند متّجه عدم جواز است. ولى اگر يكى از دو خصم، ادعا كند كه حاكم اول جامع شرايط نبود مثل اينكه ادعا كند كه اجتهاد يا عدالت را در حال قضاوت نداشته، ادعايش مسموع است و براى حاكم دوم جايز است كه در آن نظر نمايد. پس اگر عدم صلاحيّت او براى قضاوت ثابت شود، حكم او را نقض مىنمايد كما اينكه نقض حكم او- اگر مخالف ضرورت فقه باشد به طورى كه اگر به اولى توجه داده شود به مجرد آن از حكم اوليش بر مىگردد زيرا غفلتش آشكار مىشود- جايز مىباشد. و اما نقض آن در جايى كه طبق نظر اجتهاديش بوده، جايز نمىباشد و ادعاى مدعى مسموع نيست اگر چه ادعا كند كه در اجتهادش خطا نموده است.
(٣)
مسأله ٩- اگر حاكم به خاطر شنيدن دعوى يا جواب مدعى عليه يا شهادت، محتاج به مترجم باشد
، معتبر است كه دو شاهد عادل باشند.
(٤)
صفات قاضى و آنچه كه مناسب آن است
(٥)
مسأله ١- شرط است در قاضى بلوغ و عقل و ايمان و عدالت و اجتهاد مطلق و مرد بودن و طهارت مولد (حلال زاده بودن) و اعلميّت
بر كسانى كه در شهر يا نزديك آن است بنابر احوط.
و احوط آن است كه داراى حافظه باشد كه فراموشى غالبا او را نگيرد، بلكه اگر فراموشى او طورى باشد كه سلب اطمينان از او بشود، اقوى جايز نبودن قضاوت او است. و اما كتابت، در اعتبار آن نظر است. و احوط اعتبار بينايى است اگر چه عدم آن خالى از وجه نيست.
(٦)
مسأله ٢- صفاتى كه در قاضى معتبر است، به وجدان و شياعى كه مفيد علم يا اطمينان باشد و بيّنه عادل، ثابت مىشود