ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٢٥ - مسأله ١٠ - بايد حتما قسم در مجلس قضاوت باشد
خدا- از جهت تكليف- در اثبات امرى، يا باطل نمودن آن مثلا- كما اينكه بين مردم متعارف است- حرام است؟ بنابر اقوى حرام نيست؛ البته مكروه است، مخصوصا اگر سبب ترك قسم به خداى تعالى گردد. و امّا مثل قول او: «سألتك بالقرآن يا بالنبى صلّى اللّه عليه و آله» اينكه چنين كارى را انجام دهى، بدون اشكال حرام نيست.
(١)
مسأله ٥- قسم شخص لال به اشاره مفهّمه است.
و اشكالى ندارد كه قسم در لوحى نوشته شود و بشويد و بعد از اعلام به او، مأمور به آشاميدن آن شود؛ پس اگر آشاميد قسم خورده است وگرنه ملزم به حق مىشود. و شايد بعد از اعلام، اين يك نوع اشاره باشد. و احوط آن است كه بين آنها جمع نمايد.
(٢)
مسأله ٦- عربى در قسم شرط نيست
بلكه به هر زبانى باشد- در صورتى كه به نام خدا يا صفات مختص او باشد- كفايت مىكند.
(٣)
مسأله ٧- در تحقق قسم، اگر به نام خدا مانند قول او «و اللّه براى فلانى چنين چيزى بر من نيست» اكتفا كند، اشكالى نيست.
و غليظ نمودن آن به گفتار، مانند اينكه بگويد «و اللّه الغالب القاهر المهلك» و همچنين غليظ نمودن آن به زمان مانند روز جمعه و عيد و همچنين به مكان مانند مكانهاى مشرفه و همچنين به فعلها مانند ايستادن او به طرف قبله در حالى كه قرآن كريم را به دستش گرفته باشد، واجب نيست. و معروف آن است كه تغليظ آن براى حاكم مستحب است؛ و داراى وجه مىباشد.
(٤)
مسأله ٨- قبول تغليظ بر حالف واجب نيست
؛ و اجبار او بر آن جايز نمىباشد. و اگر از تغليظ امتناع ورزيد نكولكننده نمىشود بلكه بعيد نيست كه ارجح براى او ترك تغليظ است، اگر چه تغليظ احتياطا در اموال مردم براى حاكم مستحب است. و تغليظ در تمام حقوق مستحب است بجز اموال؛ زيرا در آنها به كمتر از نصاب قطع تغليظى نيست.
(٥)
مسأله ٩- وكيل نمودن و نيابت در قسم، جايز نيست
؛ پس اگر ديگرى را وكيل نمايد و از طرف او به وكالت يا نيابتش قسم بخورد اثرى بر آن مترتب نمىشود و خصومتى به آن فيصله پيدا نمىكند.
(٦)
مسأله ١٠- بايد حتما قسم در مجلس قضاوت باشد
و حاكم حق ندارد كسى را در قسم دادن نايب بگيرد مگر براى عذرى مانند مرض يا حيض، در حالى كه مجلس قضاوت در مسجد باشد يا اينكه زن با جلالى است كه حضورش در مجلس قضاوت برايش نقص است يا غير اينها، كه در اين صورت استنابه جايز است، بلكه ظاهر آن است كه استنابه در مجلس قضاوت و در حضور حاكم جايز نيست پس آنچه كه در غير مورد عذر بر آن اثر مترتب مىشود اين است كه