ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٩٧ - مسأله ١٤ - همانطورى كه معيار در خون، استمرار آن است - نه سفيدى روزها - و لذا روزها تلفيق مىشود
مغرب و عشا را در يكى از شبها مىخواند. و مىتواند نماز ظهر را در ظهر يك روز و نماز عصر را در روز ديگر بعد از ظهر و نماز مغرب را در يكى از شبها و نماز عشا را در شب ديگرى بخواند.
بنابراين آيا او مىتواند نماز ظهر را وقت ظهر سپس نماز مغرب را وقت غروب پس از آن نماز عصر را در وقت ظهر روز ديگر و نماز عشا را در شب ديگرى بخواند پس نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا در همديگر تداخل مىنمايند؟ اين بعيد نيست؛ ليكن احوط آن است كه به اين كيفيّت نماز خواندن را ترك نمايد.
بلكه احوط آن است كه در صورت امكان، ظهر و عصر را در يك روز و مغرب و عشا را در يك شب بخواند.
(١)
مسأله ١٣- اگر زنى سوار هواپيمايى شود كه مساوى حركت زمين دور مىزند و سير آن مخالف گردش زمين است پس خون ببيند و به اندازه سه روز از روزهاى ما استمرار پيدا كند
ليكن اين مدت نسبت به او اول طلوع آفتاب باشد مثلا ظاهر آن است كه خون او محكوم به حيض بودن است، پس معيار آن است كه اين مدت، استمرار پيدا كند- نه سفيدى روزها-. و همچنين است اگر زن در منطقهاى باشد كه يك روزش مثلا يك ماه باشد و خون ببيند و به مقدار سه روز از افقهاى ما استمرار پيدا كند حكم مىشود به اينكه آن حيض است. و اگر زن سوار قمر مصنوعى شود و روز و شب نسبت به او يك ساعت باشد از استمرار خون او به مقدار سه روز از افقهاى ما- نه نسبت به او- چارهاى نيست.
و اگر خون حيض كه طبعا سه روز استمرار پيدا مىكند به وسيلهاى در يك روز بيرون آورده شود حكم به حيض بودن آن نمىشود، كما اينكه در رحم او چيزى داخل شود كه خون را سه روز يا بيشتر، جذب نمايد و بيرون آورده نشود مگر يكدفعه، پس حكم به حيض بودن خون نمىشود.
(٢)
مسأله ١٤- همانطورى كه معيار در خون، استمرار آن است- نه سفيدى روزها- و لذا روزها تلفيق مىشود
، همچنين ميزان در عده مطلقا، و قصد اقامه و ماندن سى روز در محلى به طور مردد، و اكثر حمل و اقل آن و همچنين حيض و نفاس، و خيار سه روز حيوان، و خيار تأخير ثمن و يك روز و شب در مقدار رضاع، و يك سال نفى بلد زانى، و مهلت دادن سه ماه در ظهار، و قسم بر بيشتر از چهار ماه در ايلا، و مهلت دادن چهار ماه در آن، و يك سال و دو سال و چند سال كه ديهها در وقت حلول آنها گرفته مىشود، و حدّ بلوغ و يأس و چهار سال وقت دادن براى زنى كه شوهرش مفقود شده است و وقت دادن يك سال در عنن، و احداث سال در باب خيار عيب، و حق حضانت براى مادر، دو سال يا هفت سال، و سالى كه در تعريف لقطه معتبر