ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٩٧ - مسأله ٤ - اگر مردى به قتلى متهم شود، و متهم به قتل عمدى اقرار كند آنگاه ديگرى بيايد و اقرار كند او است كه او را كشته است و مقر اول از اقرارش بر گردد قصاص و ديه از هر دو دفع مىشود
بر قتل كسى كه قتلش از جهت حدّ واجب است مانند لواط كار و زانى و مرتد فطرى بعد از توبه، تأمل و اشكال است.
و براى كسى كه به سرايت قصاص يا حد هلاك شود، قود نمىباشد.
(١)
آنچه كه قود به آن ثابت مىشود
و آن چند امر است:
(٢)
اوّل اقرار به قتل است
(٣) و در آن يك مرتبه، كفايت مىكند ولى بعضى از فقها دو مرتبه را شرط مىكند، و اين وجيه نمىباشد.
(٤)
مسأله ١- در مقر، بلوغ و عقل و اختيار و قصد و حريّت، معتبر است
؛ پس اقرار بچه اگر چه نزديك بلوغش باشد و ديوانه و مكره و ساهى و نائم و غافل و مستى كه عقل و اختيارش رفته است، اعتبار ندارد.
(٥)
مسأله ٢- اقرار كسى كه به جهت سفيه بودن يا بىپولى، محجور عليه است، به قتل عمدى قبول مىشود
؛ پس به اقرارش گرفته مىشود و از او در همان حال قصاص مىشود بدون آنكه انتظار فكّ حجرش كشيده شود.
(٦)
مسأله ٣- اگر شخصى به قتل عمدى او و ديگرى به قتل خطايى او اقرار كند، ولىّ حق دارد قول صاحب عمد را بگيرد
؛ پس، از او قصاص نمايد.
و مىتواند قول صاحب خطا را بگيرد پس او را ملزم به ديه كند و حق ندارد كه قول هر دو را بگيرد.
(٧)
مسأله ٤- اگر مردى به قتلى متهم شود، و متهم به قتل عمدى اقرار كند آنگاه ديگرى بيايد و اقرار كند او است كه او را كشته است و مقر اوّل از اقرارش بر گردد قصاص و ديه از هر دو دفع مىشود
و ديه مقتول از بيت المال داده مىشود، بنابر روايتى كه، اصحاب به آن عمل كردهاند.
و اشكالى در آن نيست ليكن به مورد روايت و آنچه كه يقينا مورد فتواى اصحاب است اكتفا مىشود؛ پس اگر اوّلى از اقرارش برنگردد بر طبق قواعد، عمل مىشود. و اگر بيت المالى براى