ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٥٧ - مسأله ٤ - براى كور و كر تحمل شهادت و اداى آن اگر واقعه را بدانند، جايز است
ممكن است مستند به حواس ظاهرى باشد مانند ديدن در ديدنيها و شنيدن در شنيدنىها و چشيدن در چشيدنيها و هكذا؛ پس اگر علم قطعى به چيزى- از غير مبادى حسّى حتى در ديدنيها-، از شنيدنى كه مفيد علم قطعى است، پيدا شود، شهادت جايز نيست يا علم قطعى به هر سببى باشد كفايت مىكند مانند علمى كه از تواتر و شهرت، پيدا مىشود؟ دو وجه است، اشبه دومى است.
البته جواز شهادت در جايى كه علم از امور غير عادى مانند جفر و رمل حاصل شود مشكل است؛ اگر چه براى خود عالم حجت است.
(١)
مسأله ٢- تسامع (نقلهاى شنيدنى مردم) و استفاضه (مرحلهاى از شهرت است) اگر مفيد علم باشند شهادت به آنها- نه به جهت مجرد استفاضه بلكه- به جهت حصول علم جايز است.
و در اين صورت انحصار به امور خاصى ندارد مانند وقف و زوجيت و نسب و ولاء و ولايت و مانند اينها، بلكه شهادت در ديدنيها و شنيدنيها در صورتى كه از آنها علم قطعى پيدا شود، جايز است.
و اگر مفيد علم نباشند و فقط مفيد ظن و لو نزديك به علم، باشند شهادت به مسبّب، جايز نيست؛ البته شهادت به سبب جايز است، به اينكه مىگويد: «اين مشهور و مستفيض است، يا من گمان دارم اين را، يا از استفاضه است».
(٢)
مسأله ٣- آيا شهادت به مقتضاى يد و بينه و استصحاب و مانند اينها از امارات و اصول شرعيه جايز است
، پس همان طورى كه خريدن آنچه كه در دست او است يا بينه يا استصحاب بر ملك او قائم است جايز است همچنين شهادت بر ملكيت هم جايز مىباشد و خلاصه تكيه كردن بر آنچه كه ظاهرا حجت شرعى بر ملك است جايز مىباشد پس شهادت مىدهد به اينكه آن ملك است در حالى كه اراده مىكند ملكيت را در ظاهر شرع؟ دو وجه است كه وجيهترين آنها عدم جواز است مگر با قيام قرائن قطعى كه موجب قطع باشند. البته شهادت به ملكيّت ظاهرى با تصريح به آن، به اينكه بگويد: اين ملك او است به مقتضاى يد او يا به مقتضاى استصحاب- نه به طور مطلق- جايز مىباشد و روايتى به جواز شهادت وارد شده است كه مستند به يد مىباشد.
و همچنين است استصحاب.
(٣)
مسأله ٤- براى كور و كر تحمل شهادت و اداى آن اگر واقعه را بدانند، جايز است
؛ پس اگر شخص كر افعال را مشاهده كند شهادت او در آنها جايز است و در روايتى است كه: شهادت او در قتل به اولين قولش- نه به دوّمى- مأخوذ است. ولى اين روايت طرد شده است. و اگر اعمى بشنود و صاحب صدا را به درستى بشناسد، شهادتش جايز است. و همچنين تحمل شهادت و اداى آن براى شخص لال صحيح است؛ پس اگر حاكم اشاره او را بداند، حكم مىكند و اگر