ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٣١ - مسأله ٧ - اگر يد فعلى بايد سابقى يا ملكيت سابق متعارض باشد، يد فعلى مقدم مىشود
ندارند. و اگر تصديق به اين برگردد كه آن مال هر دوى آنها است، به معناى اينكه در آن شريك مىباشند پس به منزله اين مىشود كه در دست هر دوى آنها باشد. و اگر يكى از آنها را به طور غير معين تصديق كند، قرعه بعيد نيست؛ پس كسى كه به قرعه در آمد، قسم مىخورد، و اگر هر دو را تكذيب نمود و گفت: «آن مال من است». در دست او باقى مىماند و هر كدام از آنها بر او حق قسم دارند. و اگر در دست آنها و همچنين در دست غير آنها نباشد و بينه هم نباشد اقرب آن است كه بين خودشان به قرعه عمل نمايند.
(١)
مسأله ٥- اگر شخصى عينى را كه در دست كسى ديگر است ادعا نمايد و اقامه بينه كند و به حكم حاكم از دست او بگيرد سپس مدعى عليه اقامه بيّنه كند كه آن عين مال او است
، پس اگر ادعا كند كه اين عين فعلا مال او است و اقامه بيّنه بر آن نمايد عين از او گرفته مىشود و به مدعى دومى برمىگردد. و اگر ادعا كند كه در وقت دعوى مال او بوده است و بر آن، اقامه بيّنه كند آيا حكم نقض مىشود و عين به او برمىگردد يا نه؟ دو قول است و بعيد نيست كه نقض نشود
(٢)
مسأله ٦- اگر زوجين در اثاثيه خانه منازعه نمايند خواه در وقت زوجيتشان باشد يا بعد از آن، پس در آن چند قول است
، ارجح آنها اين است كه آن چيزى كه از آن مال مردان است مال مرد مىباشد مانند شمشير و سلاح و لباسهاى مردان. و آنچه كه براى زنان است مال زن مىباشد مانند لباسهاى زنانه و چرخ خياطى كه زنها آن را بكار مىگيرند و مانند اينها. و آنچه كه براى مردان و زنان است بين آنها مشترك مىباشد. پس اگر مرد چيزى را ادعا كند كه مال زنها است، زن مدعى عليها مىباشد و بر زن است كه- در صورت نبود بينه براى مرد- قسم بخورد، و اگر زن چيزى را ادعا كند كه براى مردان است، پس زن مدعى مىباشد و بر زن است كه بينه بياورد و بر مرد است كه قسم بخورد. و آنچه كه بين آنها مىباشد پس در صورت نبود بينه و قسم آنها، بين آنها تقسيم مىشود. و اين در صورتى است كه كالاها تحت يد يكى از آنها نباشد وگرنه پس اگر فرض شود كه متاع مختص زنان در صندوق مرد و تحت يد او باشد- يا بر عكس آن- حكم به ملكيت صاحب يد مىشود و بر غير او است كه اقامه بينه نمايد. و در آنچه كه براى مردان يا براى زنان است، علم به اينكه هر يك از آنها آنچه را كه برايش است استعمال كرده يا از آن استفاده نموده است، معتبر نمىباشد. و همچنين احراز اينكه هر يك از اينها يد مختصى نسبت به مختصات زنان و مردان داشته باشند معتبر نمىباشد. و آيا اين حكم نسبت به دو شريك خانه كه يكى از آنها از اهل علم و فقه و دومى از اهل تجارت و كسب است جارى مىشود، پس حكم مىشود به اينكه آنچه كه براى علما است مال عالم مىباشد و آنچه كه براى تجارت است مال تاجر مىباشد پس مدعى از مدعى عليه جدا مىشود؟
دو وجه است كه بعيد نيست ملحق به آن شود.
(٣)
مسأله ٧- اگر يد فعلى بايد سابقى يا ملكيت سابق متعارض باشد، يد فعلى مقدم مىشود.