ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١١٧ - مسأله ٤ - اگر مال«مدعى به» بين گروهى به سبب واحدى مشترك باشد مانند ارث و مثل آن پس بعضى از آنها اقامه شاهد بر دعوى نمايد و قسم بخورد چيزى به آن ثابت نمىشود
كفايت مىكند به خلاف تعدد ورثه مدعى، كما اينكه گذشت.
(١)
چهارم- قسم استظهارى بايد نزد حاكم باشد
؛ پس اگر بينه نزد او اقامه شود و او را قسم دهد حقش ثابت مىشود و قسم خوردن خود او يا نزد وارث، اثرى ندارد.
(٢)
پنجم- قسم استظهارى قابل اسقاط نيست
؛ پس اگر وارث ميت آن را اسقاط نمايد ساقط نمىشود. و بدون ضميمه نمودن قسم، حق مدعى به بيّنه ثابت نمىشود.
(٣)
شاهد و قسم
(٤)
مسأله ١- در جواز قضاوت در ديون به يك شاهد و قسم مدعى، اشكالى نيست
، كما اينكه در عدم حكم و قضاوت به آنها در حقوق خداى متعال مانند ثبوت هلال و حدود خدا، اشكالى نمىباشد. و آيا قضاوت به آنها در تمام حقوق الناس حتى مانند نسب و ولايت و وكالت جايز است؟ يا در اموال و آنچه كه مقصود از آن اموال است مانند غصب و قرض و وديعه و همچنين بيع و صلح و اجاره و مانند اينها جايز است (يا نه)؟ چند وجه مىباشد.
اشبه آنها اين است كه اختصاص به ديون دارد. و قضاوت در ديون به شهادت دو زن با قسم مدعى، جايز است.
(٥)
مسأله ٢- مقصود از دين، هر حق مالى است كه در ذمه است
- به هر سببى كه باشد-؛ پس بر آنچه كه قرض كرده و ثمن مبيع و مال الإجارة و ديه جنايات و مهر زوجه- اگر به عهده زوج تعلق پيدا كند- و نفقه زوجه و ضمان به اتلاف و تلف و غير اينها شامل مىشود. پس اگر دعوى به اينها يا به اسباب اينها جهت اثبات دين و به پشت سر آوردن اينها دين را تعلق پيدا كند از دين مىباشد. و اگر به خود اين اسباب متعلق باشد و مقصود خود اسباب باشد از قبيل دعواى دين نمىباشد.
(٦)
مسأله ٣- احوط، تقديم شاهد و اثبات عدالتش است سپس قسم
؛ پس اگر قسم مقدم شود سپس شاهد اقامه گردد احوط عدم اثبات آن است، اگر چه شرط نبودن تقديم شاهد خالى از قوت نيست.
(٧)
مسأله ٤- اگر مال «مدعى به» بين گروهى به سبب واحدى مشترك باشد مانند ارث و مثل آن پس بعضى از آنها اقامه شاهد بر دعوى نمايد و قسم بخورد چيزى به آن ثابت نمىشود
مگر حصهاش، و ثبوت بقيه حصهها بر قسم صاحب حق توقف دارد. پس هر كسى كه قسم بخورد حقش- با يك شاهد- ثابت مىشود.