ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٢٩ - مسأله ١٠ - آيا قصاص گرفتن، قبل از بهبودى جنايت جايز است؟ بعضى گفتهاند كه نه؛
اشكال نمىباشد. و تعدى نمودن به مطلق اعضا مانند چشم و گوش و ابرو و غير آن مشكل است اگر چه خالى از وجه نمىباشد مخصوصا چپ از هر كدام آنها به راست.
(١)
مسأله ٧- اگر دستهاى گروهى را پىدرپى قطع نمايد، هر دو دست و هر دو پايش به طور الاوّل فالاوّل قطع مىشود
و براى بقيه، بر او ديه مىباشد. و اگر كسى كه فاقد دو دست و دو پا است، دست شخصى يا پاى او را قطع نمايد، ديه به او مىباشد.
(٢)
مسأله ٨- در جراحتها، مساوى بودن- به مساحت طولى و عرضى- معتبر است.
گفتهاند: از حيث عمق و پايين معتبر نمىباشد بلكه حصول اسم جراحت، معتبر مىباشد. و در آن تأمل و اشكال است؛ و وجه، مساوى بودن است- در صورت امكان-. و اگر بدون عمد زياد نمايد بر او ارش است. و اگر ممكن نباشد مگر به نقص، ثبوت ارش در زيادى، بعيد نيست البته تأمل دارد. و اين در جراحت «حارصه» (زخم سطحى) و «داميه» (جراحتى كه خونريزى دارد) و «متلاحمه» (جراحتى كه گوشت پاره شده باشد) است و امّا در جراحت «سمحاق» و «موضحه» ظاهر آن است كه مساوى بودن در عمق معتبر نمىباشد؛ پس لاغر از چاق قصاص مىگيرد تا آنكه سمحاق و موضحه محقق شود.
(٣)
مسأله ٩- قصاص در آنچه كه در آن تعزير به نفس يا عضو است ثابت نمىشود.
و همچنين است در جايى كه استيفاى آن- بدون زياده و كم- ممكن نيست مانند «جائفه» (ضربت درونى) و «مأمومه» (ضربت مغزى)، و ثابت مىشود در هر جرحى كه در گرفتن آن به نفس و به عضو، تعزيرى نيست و با قصاص سلامتى غلبه دارد، پس در حارصه و متلاحمه و سمحاق و موضحه ثابت مىشود ولى در «هاشمه» (ضربت خردكننده استخوان آن) و همچنين در «منقله» (يك نوع شكستگى استخوان است) و همچنين براى شكستگى چيزى از استخوانها ثابت نمىشود و در روايت صحيحهاى آمده كه قود در دندان و ذراع در صورتى كه عمدا شكسته شوند ثابت است. ولى عامل به اين روايت كم است.
(٤)
مسأله ١٠- آيا قصاص گرفتن، قبل از بهبودى جنايت جايز است؟ بعضى گفتهاند كه: نه؛
زيرا مأمون از سرايت جنايت كه موجب دخول عضو در نفس است، نمىباشد. ولى اشبه جواز آن است. و در روايتى آمده كه در چيزى از جراحات قضاوت نمىشود تا اينكه خوب شوند. اما در دلالت اين روايت نظر هست. و احوط صبر است، مخصوصا در جايى كه مأمون از سرايت نباشد؛ پس اگر تعدادى از اعضاى او را به خطا قطع نمايد آيا گرفتن ديههاى آنها جايز است و لو اينكه مضاعف بر ديه نفس باشد يا بر مقدار ديه نفس اكتفا مىشود تا اينكه وضع معلوم شود پس اگر بهبودى پيدا كنند بقيه گرفته مىشود وگرنه براى او است آنچه كه گرفته شده است زيرا