ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٠٩ - سوم - در شكستن هر استخوانى از عضوى كه مقدر دارد خمس ديه آن عضو مىباشد
(١)
بيست و يكم: ترقوه
(٢)
مسأله ١- در هر دو ترقوه ديه است.
و در هر يك از آنها در صورتى كه شكسته شود پس بدون عيب خوب شود، چهل دينار است.
(٣)
مسأله ٢- اگر يكى از آنها شكسته شود و خوب نگردد ظاهر آن است كه در آن، نصف ديه مىباشد.
و اگر به صورت معيوب خوب شود پس بنابر احوط- اگر اقوى نباشد- همچنين است. و بعضى گفتهاند: در آنها ارش است.
(٤)
خاتمه و در آن چند فرع است:
(٥)
اول- اگر «بعصوص» شخصى را بشكند پس نتواند غائطش را نگهدارد در آن ديه كامل است.
و «بعصوص» يا استخوان با سن يا عصعص يعنى اصل و ريشه دم يا استخوان نازكى در اطراف دبر است. و اگر غائطش را مالك شود ولى بادش را در اختيار نداشته باشد، ظاهرا ارش است.
(٦)
دوم- اگر عجان او را بزند پس مالك ادرار و غائطش نباشد در آن ديه كامل مىشود.
و «عجان» ما بين بيضهها و گردى سوراخ دبر مىباشد. و اگر يكى از آنها را مالك باشد و بر ديگرى اختيار نداشته باشد بعيد نيست كه در آن هم ديه كامله باشد. و ارش نيز محتمل است.
ولى احوط مصالحه است. و اگر غير عجان او را بزند پس آنها را مالك نباشد ظاهرا ديه كامله دارد. و اگر يكى از آنها را مالك نباشد پس ارش و ديه محتمل مىباشد و احوط مصالحه است.
(٧)
سوم- در شكستن هر استخوانى از عضوى كه مقدّر دارد خمس ديه آن عضو مىباشد
؛ پس اگر به صورت غير معيوب، خوب شود چهار پنجم ديه شكستن آن مىباشد. و در جراحت موضحه آن ربع ديه شكستن آن است. و در كوبيدن و خرد كردن آن در صورتى كه خوب نشود ثلث ديه آن عضو است؛ پس اگر به صورت غير معيوب خوب شود چهار پنجم ديه كوبيدن آن است. و در جدا نمودن آن از عضو به طورى كه معطّل بماند دو ثلث ديه اين عضو است؛ پس اگر به صورت غير معيوب خوب شود چهار پنجم ديه جدا نمودن آن است. همه اينها بنابر قول مشهور است، و احوط در آنها مصالحه مىباشد.