ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٧٥ - مسأله ٥ - قطع عضوى از ميت جهت پيوند عضو شخصى زنده در صورتى كه ميت مسلمان باشد جايز نيست
رحم زنى ديگر منتقل شود پس در رحم اين زن نشو نمايد و متولد شود آيا فرزند زن اولى است يا دوّمى؟ بدون شبهه در صورتى كه بعد از كامل شدن خلقت او و دميده شدن روح به او باشد از اولى مىباشد كما اينكه اشكالى در اين نيست، در صورتى كه بيرون آورده شود و در رحم مصنوعى قرار بگيرد و در آن تربيت شود. و امّا اگر قبل از آن در حالى كه مثلا مضغه است بيرون آورده شود در آن اشكال است. البته اگر ثابت شود كه نطفه زوجين منشأ بچه مىباشد، ظاهر آن است كه به آنها ملحق مىشود، به رحم زنى منتقل شود يا به رحم مصنوعى.
(١)
و از جمله آنها تشريح و ترقيع است
(٢)
مسأله ١- تشريح ميت مسلمان جايز نيست
؛ پس اگر چنين كرد، در قطع سر و جوارح او ديه مىباشد، كه در ديات ذكر كرديم.
و اما غير مسلمان، ذمى باشد يا غير آن جايز است و ديه ندارد و همچنين گناهى در آن نيست.
(٣)
مسأله ٢- اگر تشريح غير مسلمان جهت آموزشهاى پزشكى، ممكن باشد تشريح مسلمان جايز نيست
، اگر چه حيات مسلمان يا گروهى از مسلمين، متوقف بر آن باشد. پس اگر چنين كند با اينكه تشريح غير مسلمان ممكن است، گناه كرده و بر او ديه مىباشد.
(٤)
مسأله ٣- اگر حفظ حيات مسلمان بر تشريح متوقف باشد و تشريح غير مسلمان ممكن نباشد، ظاهر آن است كه جايز باشد.
و اما براى مجرّد تعلّم مادامىكه حيات مسلمان بر آن متوقف نباشد، جايز نيست.
(٥)
مسأله ٤- در صورتى كه تشريح براى مجرد تعلّم باشد، اشكالى در وجوب ديه نيست.
و اما در مورد ضرورت و توقفى كه گذشت سقوط آن بعيد نيست؛ با اشكالى كه دارد.
(٦)
مسأله ٥- قطع عضوى از ميت جهت پيوند عضو شخصى زنده در صورتى كه ميّت مسلمان باشد جايز نيست
مگر اينكه حيات او متوقف بر آن باشد. و اما اگر حيات عضو او متوقف بر آن باشد، ظاهرا جايز نمىباشد پس اگر آن را قطع نمايد گناه كرده است و بر او ديه مىباشد. اين در صورتى است كه قطع آن را اذن ندهد و اما اگر در آن اذن دهد در جواز آن اشكال است، ليكن بعد از اجازه، ديه بر او نيست، اگر چه حرمت آن را قائل شويم. و اگر ميت اذن نداده باشد آيا اولياى او حق اذن دادن دارند (يا نه)؟ ظاهر آن است كه چنين حقى ندارند؛ پس اگر به اذن اوليا، آن را قطع نمايد معصيت كرده و بر او ديه مىباشد.