ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٩٥ - شرط ششم - اينكه مقتول محقوق الدم باشد
«او را در حال بلوغ يا عقلت كشتى» ولى جانى آن را انكار نمايد قول، قول جانى است با قسمش و ليكن ديه در مال خود آنها به اقرارشان- نه عاقله- ثابت است. و بين جهل به تاريخ آنها يا تاريخ يكى از آنها بدون ديگرى فرقى نيست. اين در فرض اختلاف در بلوغ است و امّا در اختلاف در پيدا شدن ديوانگى ممكن است فرق گذاشته شود بين جايى كه قتل معلوم التاريخ است و شك در تاريخ پيدا شدن ديوانگى باشد پس قول، قول ولىّ باشد و بين ساير صورتها پس قول، قول جانى باشد، و اگر براى قاتل، حال ديوانگى معهود نباشد ظاهرا نيز قول، قول ولى مىباشد.
(١)
مسأله ٤- اگر جانى ادعا كند كه فعلا صغير است و در حق او ممكن باشد، چنانچه اثبات بلوغ او ممكن باشد، كه همان وگرنه قول، قول او است بدون قسم.
و براى اقرار او به قتل اثرى نيست مگر بعد از زمان علم به بلوغ او و بقاى او بر اقرار به قتل
(٢)
مسأله ٥- اگر بالغ بچه را بكشد بنابر اشبه به آن كشته مىشود
اگر چه احتياط آن است كه ولى مقتول قتل او را اختيار ننمايد بلكه به ديه با او مصالحه نمايد. و عاقل به ديوانه كشته نمىشود اگر چه ديوانه ادوارى باشد- با بودن قتل در حال ديوانگى او- ولى اگر عمدا يا شبه عمد باشد ديه بر قاتل ثابت است و اگر خطاى محض باشد بر عاقله است. و اگر ديوانه قصد او را كرده پس او، از خودش دفاع نموده چيزى از قود و ديه بر او نيست و ديه از بيت المال مسلمين به ورثه او داده مىشود.
(٣)
مسأله ٦- در ثبوت قود بر مست گناهكار در خوردن مسكر، در صورتى كه به جهت آن، از عمد و اختيار خارج شود، تردد است و اقرب احوط، عدم قود است
؛ البته اگر در زوال عمد و اختيارش شك شود، به عامد ملحق مىشود، و همچنين است حال در هر چيزى كه عمد و اختيار را سلب مىكند؛ پس اگر فرض شود كه در بنگ و آشاميدن دواى خوابآور، چنين مىشود به مست ملحق مىشود، و در صورت شك، با او معامله عمد مىشود. و اگر مستى و مانند آن از گناه نباشد شبههاى در نبود قود نيست. و قود بر شخص خواب و بيهوش، نمىباشد. و در شخص كور، تردد است.
(٤)
شرط ششم- اينكه مقتول محقوق الدم باشد
؛ پس اگر كسى كه مهدور الدم است كشته شود مانند كسى كه پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) را سبّ نموده قود بر قاتل او نمىباشد.
و همچنين بر كسى كه به حق او را كشته، قودى نيست، مانند قصاص و قتل دفاعى. و در قود