ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٦٩ - مسأله ٥ - از ضرر رساندن به راه مسلمين، نگهداشتن چارپايان در راه و انداختن چيزهايى براى فروش است
و اگر به طور مقتول پيدا شود و او بر ديگرى ادعا كند و اقامه بيّنه نمايد تحقيقا تبرئه مىشود. و اگر بيّنه نباشد، بر او ديه است؛ و بنابر اصح قود بر او نمىباشد. و همچنين است اگر به قتل او اقرار نكند. و همچنين آن را بر ديگرى ادعا ننمايد.
و اگر به صورت مرده پيدا شود چنانچه معلوم شود كه او به طور طبيعى مرده يا مار يا عقربى او را نيش زده و قتل او محتمل نباشد ضمانى نيست. و در صورت احتمال قتل او، بنابر اصحّ، بر او ضمان است.
(١)
بحث دوّم در اسباب است
(٢) و منظور از اسباب در اينجا هر فعلى است كه تلف نزد آن به علت غير آن حاصل مىشود، به طورى كه اگر آن نباشد تلف حاصل نمىشود مانند كندن چاه و كار گذاردن كارد و انداختن سنگ و به وجود آوردن زمينه و محل لغزش و مانند اينها.
(٣)
مسأله ١- اگر سنگى را در ملكش يا ملك مباح قرار دهد يا چاهى را حفر نمايد يا ميخى را به زمين بكوبد يا چيزهاى لغزنده را پرت كند و مانند اينها ديه كسى را كه افتاده ضامن نيست.
و اگر در راه مسلمين يا در ملك ديگرى بدون اذن او باشد، بر او در مالش ضمان است و اگر در ملك ديگرى حفر نمايد و مالك راضى به آن باشد پس ظاهر سقوط ضمان از حفركننده است.
و اگر اين را به خاطر مصلحت رهگذرها انجام دهد ظاهر عدم ضمان است؛ مانند كسى كه جهت دفع حرارت يا جهت پخش نشدن غبار، راه را آبپاشى كند و مانند اينها.
(٤)
مسأله ٢- اگر مثلا چاهى را در ملك خودش حفر نمايد سپس كسى را كه اطلاع ندارد دعوت نمايد، مانند اعمى يا راه تاريك باشد، ظاهر ضمان او است.
و اگر بدون اذن او يا به اذن سابق او قبل از كندن چاه داخل شود و اذن دهنده مطلع نباشد، ضامن نيست.
(٥)
مسأله ٣- اگر سيل سنگى را بياورد ضمانى بر كسى نيست اگر چه به از بين بردن آن متمكن باشد.
و اگر سنگ را بردارد و در جاى ديگرى مانند محلّ اول يا ضرردارتر از آن، قرار دهد اشكالى در ضمان نمىباشد. و اما اگر به خاطر مصلحت عابرين آن را از وسط راه به كنارى بزند، ظاهر عدم ضمان است.
(٦)
مسأله ٤- اگر در ملك ديگرى عدوانا چاهى را حفر نمايد پس شخص سومى در آن عدوانا داخل شود و در چاه بيفتد، حافر ضامن است.
(٧)
مسأله ٥- از ضرر رساندن به راه مسلمين، نگهداشتن چارپايان در راه و انداختن چيزهايى براى فروش است.