ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٦١ - مسأله ٤ - در قرار نفع، بين اينكه وقت قرض، تصريح به آن شود و بين واقع ساختن آن كه مبنى بر آن باشد، فرقى نمىكند
(١)
مسأله ٧- اگر در ضمن عقد بر موجر شرط كند كه محل را به غير او اجاره ندهد
و سالانه به اجاره متعارف در هر سال، به او اجاره دهد پس مستأجر حق دارد كه جهت اسقاط حقش يا تخليه محل، مقدارى را به عنوان سرقفلى بگيرد.
(٢)
مسأله ٨- مالك حق دارد هر مقدارى را كه بخواهد به عنوان سرقفلى از شخص بگيرد تا محل را به او اجاره دهد
همانطورى كه مستأجر حق دارد كه در اثناى مدت اجاره، از شخص ثالث سرقفلى بگيرد تا آنجا را به او اجاره دهد، در صورتى كه مستأجر حق اجاره دادن را داشته باشد.
(٣)
و از جمله آنها كارهاى بانكها است
(٤)
مسأله ١- در بانكها و انواع آنها، از بانكهاى داخلى و خارجى و دولتى و غير آنها در احكامى كه مىآيد، فرقى نيست.
و همچنين در اينكه آنچه از آنها گرفته مىشود حلال است و تصرف در آن جايز مىباشد فرقى نيست، مانند بقيه آنچه كه از صاحبان ايادى از قبيل صاحبان تجارتها و صنعتها و غير آنها گرفته مىشود. مگر با علم به حرمت آنچه كه گرفته يا علم به اشتمال آن بر حرام باشد.
و اما علم به اينكه در بانك يا در مؤسسه كذايى حرامهايى است پس در حرمت آنچه كه گرفته شده، اثرى ندارد، اگر چه احتمال دهد كه اين مأخوذ از آن حرامها مىباشد.
(٥)
مسأله ٢- تمام معاملات حلال كه اگر با يكى از مسلمين واقع سازد، صحيح مىباشد محكوم به صحت است
در صورتى كه آنها را با بانكها- مطلقا- واقع سازد دولتى باشند يا نه، داخلى باشند يا خارجى.
(٦)
مسأله ٣- امانات و وديعههايى كه صاحبان آنها به بانكها مىپردازند در صورتى كه به عنوان قرض و تمليك به ضمان باشد، مانعى ندارد
و براى بانك تصرف در آنها جايز است. و قرار گذاشتن نفع و فايده، حرام است، همانطورى كه دادن اين گونه فايدهها و گرفتن آنها، حرام مىباشد.
و در صورت اتلاف يا تلف، گيرنده آنها ضامن آن فايدهها مىباشد، اگر چه قرض صحيح است.
(٧)
مسأله ٤- در قرار نفع، بين اينكه وقت قرض، تصريح به آن شود و بين واقع ساختن آن كه مبنى بر آن باشد، فرقى نمىكند.
پس اگر قانون بانك، دادن نفع در قرض باشد و او بر اساس آن، آن را قرض دهد حرام مىباشد.