ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢١٣ - مسأله ٢ - در مسكر بين انواع آن مانند آنچه كه از انگور گرفته مىشود و آن شراب مىباشد، يا از خرما گرفته مىشود و آن نبيذ است و فرقى نيست
كافر باشد. و اين به اقرار ثابت مىشود و احوط آن است كه دو مرتبه اقرار نمايد و به بيّنه ثابت مىشود. و اگر سحر را به جهت باطل نمودن مدعى نبوت ياد بگيرد اشكالى ندارد بلكه چه بسا واجب باشد.
(١)
چهارم- هر آنچه كه در آن تعزير است از حقوق اللّه تعالى، به اقرار ثابت مىشود
و احوط اولى آن است كه به دو مرتبه باشد. و به دو شاهد عادل ثابت مىشود.
(٢)
پنجم- هر كسى كه ترك واجب نمايد يا مرتكب حرام شود پس امام (عليه السّلام) و نائب او حق دارد او را تعزير نمايد
به شرطى كه از گناهان كبيره باشد و تعزير كمتر از حد مىباشد و حد آن به نظر حاكم مىباشد و احوط براى حاكم در موردى كه دليلى بر مقدار آن دلالت ننمايد اين است كه از كمترين حدود، تجاوز ننمايد.
(٣)
ششم- گفته شده به درستى كه مكروه است كه در تأديب بچه به بيشتر از ده تازيانه، زده شود
و ظاهر آن است كه تأديب او به حسب نظر مؤدب و ولى مىباشد؛ پس چه بسا مصلحت اقتضا مىكند كه كمتر باشد و چه بسا اقتضاى بيشتر داشته باشد، و تجاوز جايز نيست بلكه از تعزير بالغ تجاوز ننمايد، بلكه احوط است كه كمتر از تعزير او باشد و احوط از آن، اكتفا به شش يا پنج مىباشد.
(٤)
فصل چهارم در حد مسكر
(٥) و نظر در موجب و كيفيت و احكام آن است.
(٦)
موجب و كيفيت آن
(٧)
مسأله ١- حد بر كسى كه مسكر يا فقاع را- اگر چه مسكر نباشد- بخورد واجب است
، به شرطى كه خورنده آن بالغ و عاقل و مختار بوده و حكم و موضوع را بداند؛ پس بر بچه و ديوانه و مكره و جاهل به حكم و موضوع يا به يكى از آنها- در صورتى كه جهل به حكم در حق او ممكن باشد- حدى نمىباشد.
(٨)
مسأله ٢- در مسكر بين انواع آن مانند آنچه كه از انگور گرفته مىشود و آن شراب مىباشد، يا از خرما گرفته مىشود و آن نبيذ است [و ... فرقى نيست]
، يا از كشمش گرفته مىشود و آن نقيع است، يا از عسل گرفته مىشود و آن بتع است، يا از جو گرفته مىشود و آن مزر است يا از گندم گرفته مىشود يا