ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٥١ - مسأله ٤ - شهادت صاحبان شغلها و صنعتهاى مكروه مانند بيع صرف و بيع كفنها و صنعت حجامت و حياكت و مانند اينها و همچنين شهادت صاحبان بيماريهاى خبيث، مانند جذامدار و برص دار رد نمىشود
شرايط بر تمام مردم، از همه ملل قبول مىشود. و شهادت حربى مطلقا قبول نمىشود. و آيا شهادت هر ملتى بر ملتشان قبول مىشود؟ روايتى در آن هست و شيخ قدّس سرّه به آن عمل نموده است.
(١) چهارم- عدالت است؛ و آن ملكهاى است كه از معصيت خداى متعال بازمىدارد. پس قبول نيست شهادت فاسق- و او مرتكب گناه كبيره يا مصرّ بر گناه صغيره است- بلكه مرتكب گناه صغيره هم، بنابر احوط اگر اقوى نباشد. بنابراين، شهادت مرتكب گناه صغيره قبول نمىشود مگر با توبه و ظهور عدالت.
(٢)
مسأله ١- شهادت هر كسى كه در چيزى از اصول عقايد مخالف است قبول نمىشود.
بلكه شهادت كسى كه منكر ضرورى اسلام شود، قبول نمىباشد، مانند كسى كه نماز يا حج يا مانند اينها را انكار نمايد؛ اگر چه بگوييم- در صورتى كه به شبهه باشد- كافر نمىباشد. و شهادت كسى كه مخالفت در فروع دارد قبول مىباشد اگر چه به شبهه، مخالف اجماع باشد.
(٣)
مسأله ٢- شهادت قاذف، با عدم وجود هيچ يك از لعان يا بينه يا اقرار كسى كه مورد قذف قرار گرفته است قبول نيست
، مگر وقتى كه توبه نمايد، و حدّ توبهاش اين است كه نزد كسى كه نزد او قذف نموده يا نزد گروهى از مسلمين يا نزد هر دوى آنها خودش را تكذيب نمايد. و اگر در واقع صادق باشد در تكذيب خودش، توريه نمايد؛ پس اگر خود را تكذيب كرد و توبه نمود در صورتى كه صلاحيت پيدا كند شهادتش قبول است.
(٤)
مسأله ٣- نگهداشتن كبوتر جهت انس و انفاذ نامهها و جوجهكشى و پراندن به هوا و بازى، حرام نيست.
البته بازى با آنها مكروه است؛ پس شهادت كسى كه آنها را نگهداشته و با آنها بازى مىكند، قبول است. و امّا بازى با شرطبندى و مسابقه، قمار و حرام است و شهادت كسى كه چنين كند قبول نمىباشد.
(٥)
مسأله ٤- شهادت صاحبان شغلها و صنعتهاى مكروه مانند بيع صرف و بيع كفنها و صنعت حجامت و حياكت و مانند اينها و همچنين شهادت صاحبان بيماريهاى خبيث، مانند جذامدار و برص دار ردّ نمىشود.
(٦) پنجم- پاكى ولادت داشتن؛ بنابراين، شهادت ولد الزنا اگر چه اظهار اسلام نمايد و عادل باشد قبول نيست. و آيا شهادت او در چيزهاى كوچك قبول مىشود (يا نه)؟ بعضى گفتهاند:
بلى. ولى اشبه عدم قبول است. و اما اگر حال او مجهول باشد پس اگر به فراشى ملحق باشد شهادتش قبول است اگر چه زبانها به او نسبتى داده باشند. و اگر حالش مطلقا مجهول باشد و فراشى براى او معلوم نباشد در قبول شهادتش اشكال است.