ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٠٣ - مسأله ٩ - اگر مديون مريض باشد كه زندان برايش ضرر داشته باشد يا اگر قبل از حكم حبس بر او، اجير ديگرى باشد
(١)
مسأله ٥- اگر مقر دارا و توانا بر اداى حق باشد ملزم به اداى آن مىشود.
و اگر خوددارى كند حاكم او را مجبور مىنمايد. و اگر تأخير بيندازد و بر مماطله اصرار كند عقوبت آن به غلظت گفتار- بر طبق مراتب امر به معروف- جايز است؛ بلكه اين كار از بقيه مردم هم جايز است. و اگر در ادا كردن مماطله نمايد، حاكم او را زندان مىكند تا آنچه را كه بر او است ادا نمايد. و حق دارد مال او را بفروشد- در صورتى كه الزام او به فروش ممكن نباشد-. و اگر «مقر به» عين باشد، حاكم بلكه و غير حاكم از باب امر به معروف همان را مىگيرد، و اگر دين باشد حاكم مثل آن را در مثلىها و قيمت آن را در قيمىها- بعد از مراعات مستثنيات دين- مىگيرد. و در آنچه كه ذكر شد بين مرد و زن فرقى نيست.
(٢)
مسأله ٦- اگر مقر ادعاى اعسار و نادارى نمايد و مدعى آن را انكار كند پس اگر مسبوق به دارايى بوده است و پس از آن ادعا مىكند كه بىپول شده است قول، قول منكر عسر او است.
و اگر مسبوق به عسر و نادارى باشد قول، قول مقر است. و اگر هر دوى آنها مجهول باشد، در اينكه از قبيل تداعى مىباشد يا قول مدعى عسر مقدم مىباشد تردد است؛ اگر چه تقديم قول او بعيد نيست.
(٣)
مسأله ٧- اگر عسر مقر ثابت شود چنانچه داراى صنعت يا نيروى كار نباشد اشكالى در مهلت دادن به او تا اينكه توانگر و دستش بازشود، نيست.
و اگر صنعت يا نيروى كار داشته باشد آيا حاكم او را به طلبكارش تسليم مىنمايد تا او را بكار بكشد يا به اجاره دهد؟ يا او را مهلت مىدهد و ملزم به كسب مىكند تا آنچه كه بر او است ادا كند و بر او واجب است كه جهت اداى آن، كسب نمايد؟ يا او را مهلت مىدهد و كسب را بر او لازم نمىكند و كسب او به خاطر اداى آن واجب نمىباشد بلكه اگر مالى پيدا كرد واجب است آنچه كه بر او است بپردازد؟ چند وجه دارد كه شايد وجيهترين آنها وسطى آنها باشد؛ البته اگر الزام او به كسب، بر تسليم او به طلبكارش توقف داشته باشد او را تحويل او مىدهد تا او را بكار بگيرد.
(٤)
مسأله ٨- اگر در بىپولى و پول داشتن او شك باشد و مدعى بخواهد كه او را زندان نمايد تا وضع او معلوم شود، بايد حاكم او را زندان كند.
و اگر معلوم شود كه داراى عسر است بايد راهش را باز كند و طبق آنچه كه گذشت با او عمل نمايد. و در اين و غير آن، بين مرد و زن فرقى نيست؛ پس زنى كه از اداى آن مماطله مىنمايد مانند مردى كه مماطله مىكند، با او عمل مىشود و حاكم او را حبس مىكند- كما اينكه مرد را زندان مىاندازد- تا وضع او روشن شود.
(٥)
مسأله ٩- اگر مديون مريض باشد كه زندان برايش ضرر داشته باشد يا اگر قبل از حكم حبس بر او، اجير ديگرى باشد
ظاهر آن است كه زندان نمودن او جايز نيست.