ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٢١ - مسأله ٢٠ - آيا براى ورثه، استيفاى قصاص براى مديون بدون ضمان ديه براى طلبكاران جايز است؟ در آن دو قول است
در روايتى است كه انتظار بكشند تا آن كسانى كه پدرشان كشته شده، بزرگ شوند. پس اگر بالغ شدند، مخيّرند؛ بنابراين، اگر دوست داشتند بكشند يا عفو نمايند يا مصالحه كنند.
(١)
مسأله ١٦- اگر بعضى از اوليا ديه را بدل از قود اختيار نمايد پس قاتل آن را بپردازد، در صورتى كه غير او قود را بخواهد قود ساقط نمىشود
؛ پس ديگران حق دارند قصاص نمايند. بعد از آنكه سهم ديه كسى را كه جانى به او فدا داده، بر جانى ردّ نمايند، و بين اينكه آنچه را كه او پرداخته يا بر آن مصالحه نموده به اندازه ديه باشد يا كمتر يا بيشتر، فرق نمىكند. پس در تمام اين صور مقدار سهم او از ديه به قاتل بر مىگردد؛ بنابراين، اگر سهم او ثلث باشد، ثلث به او بر مىگردد و لو اينكه جانى كمتر يا بيشتر پرداخته باشد و اگر عفو كند يا به مقدارى مصالحه نمايد و جانى از بدل خوددارى كند، براى كسى كه قود مىخواهد جايز است كه بعد از ردّ سهم شريك او قصاص نمايد. ولى اگر بر مطالبه ديه اكتفا كند و جانى خوددارى نمايد، قصاص گرفتن جايز نيست مگر به اذن تمام آنها. و اگر بعضى مجانا عفو نمايد، قصاص ساقط نمىشود، پس بقيه حق قصاص دارند، البته بعد از اينكه سهم كسى را كه عفو نموده بر جانى ردّ نمايد.
(٢)
مسأله ١٧- اگر پدر و بيگانه در قتل فرزندش يا مسلمان و ذمى در قتل ذمّى، شريك باشند، پس بر شريك قود مىباشد
ليكن شريك ديگر نصف ديه را بر او ردّ مىكند يا ولى نصف آن را رد مىكند و از ديگرى آن را مطالبه مىكند. و اگر يكى از آنها عامد و ديگرى خاطى باشد پس قود بر عامد است بعد از ردّ نصف ديه بر مقتص منه. پس اگر قتل خطاى محض باشد نصف بر عاقله مىباشد؛ و اگر شبه عمد باشد ردّ بر جانى مىباشد. و اگر با عامد درنده و مانند آن شركت داشته باشد از او قصاص مىگيرد بعد از ردّ نصف ديه او.
(٣)
مسأله ١٨- حجر به جهت بىپولى يا سفاهت، از استيفاى قصاص، جلوگيرى نمىكند
؛ پس براى محجور عليه است كه قصاص كند. و اگر كسى كه به جهت بىپولى محجور عليه شده باشد در مقابل مالى، عفو نمايد و قاتل به آن رضايت داشته باشد، آن را مانند غير آن از اموال كسب شده، بين طلب كارها تقسيم مىنمايد؛ البته بعد از آنكه حاكم او را مجددا از اين مال محجور نمايد؛ زيرا حجر سابق در آن كفايت نمىكند. و محجور عليه مىتواند مجانا و به كمتر از ديه عفو نمايد.
(٤)
مسأله ١٩- اگر كسى كشته شود و داراى دين باشد پس اگر ورثه، ديه او را بگيرد در ديون مقتول و وصيتهاى او، صرف مىشود
مانند بقيه اموال او. و در اين، فرقى نيست بين ديه قتل خطايى يا شبه عمد يا آنچه كه در عمد روى آن مصالحه شده است به اندازه ديه او باشد يا كمتر يا بيشتر، از جنس ديه او باشد يا از غير آن.
(٥)
مسأله ٢٠- آيا براى ورثه، استيفاى قصاص براى مديون بدون ضمان ديه براى طلبكاران جايز است؟ در آن دو قول است