ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٩٣ - پنجم - اينكه دعوى اگر بر طبق آن حكم شود، اثرى داشته باشد
رها مىشود». يا «خلاف اصل را ادعا مىكند». يا «كسى است كه در مقام اثبات امرى بر ديگرى است». و بهتر آن است كه موكول به عرف شود. و گاهى مدعى و منكر در نظر عرف به حسب طرح دعوى و زمينه آن، مختلف مىشود و گاهى به حسب پايه و محور آن، از قبيل تداعى مىباشد.
(١)
مسأله ١- در شنيدن دعواى مدعى امورى شرط است كه بعضى از آنها به مدعى و بعضى از آنها به دعوى و بعضى از آنها به «مدعى عليه» و بعضى از آنها به «مدعى به» مربوط است:
(٢)
اوّل- بلوغ است
؛ پس از بچه و لو اينكه نزديك بلوغش باشد، مسموع نيست. ولى اگر بچه مميز تظلّمش را نزد قاضى ببرد پس اگر ولى داشته باشد او را جهت طرح دعوى احضار مىكند وگرنه مدعى عليه را ولاية احضار مىنمايد يا قيّمى را برايش منصوب مىنمايد يا وكيلى را در دعوى وكالت مىدهد يا خود او متكفّل مىشود و منكر را اگر بينهاى نباشد قسم مىدهد و اگر قسم را ردّ نمايد قسم صغير اثرى ندارد و اگر وكيل يا ولى ادعاى او را صحيح بدانند براى آنها جايز است كه قسم بخورند.
(٣)
دوم- عقل است
؛ پس از ديوانه و لو اينكه ادوارى باشد در صورتى كه در حال ديوانگى مرافعه را ببرد، مسموع نمىباشد.
(٤)
سوم- جهت سفاهت، محجور نبودن است
؛ در صورتى كه دعوى مستلزم تصرف مالى باشد. و اما سفيه قبل از حجر، دعوايش مطلقا، مسموع است.
(٥)
چهارم- اينكه از دعوى اجنبى نباشد
؛ پس اگر شخص اجنبى ادعاى دينى براى شخصى بر ديگرى بنمايد، مسموع نيست. بنابراين، حتما بايد يك نحوه تعلقى به او داشته باشد مانند ولايت و وكالت. يا مورد، متعلق حقى براى او باشد.
(٦)
پنجم- اينكه دعوى اگر بر طبق آن حكم شود، اثرى داشته باشد
؛ پس اگر ادعا كند كه زمين حركت دارد و ديگرى آن را انكار نمايد مسموع نيست. و از همين باب است موردى كه ادعاى وقف بر او يا هبه با تسالم اين كه قبض نشده بنمايد. يا اختلاف در بيع و عدم آن با تسالم بر بطلان آن بر فرض وقوع آن داشته باشند بنمايد؛ مثل كسى كه ادعا كند كه به طور ربوى فروخته است و ديگرى اصل وقوع آن را انكار نمايد. و از اين قبيل است اگر ادعاى امر محالى را بنمايد يا ادعا كند كه اين انگورى كه نزد فلانى است از باغ من است و من هيچ گونه ادّعايى ندارم مگر همين دعوى را، مسموع نمىباشد؛ زيرا بعد از ثبوت آن به بيّنه، از ديگرى گرفته نمىشود براى آنكه ثابت نشده كه مال او است. و از اين باب است اگر چيزى را ادعا كند كه تملك آن صحيح نيست؛ كما اينكه اگر ادعا كند كه اين خوك يا شراب، مال من است. پس بعد از