ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٢١ - مقصد سوم در شكستن سر و جرح نمودن
يا بعض آن، اين است كه در تمام روزها اينچنين باشد؛ و اگر در بعضى از روزها چنين باشد و خوب شود در آن ارش است.
(١)
هشتم- در ذهاب تمام صوت، ديه كامل است.
و اگر نقص بر صدا وارد كند مثل اينكه در بينى حرف بزند يا صدايش خشن شود، ظاهر ارش مىباشد.
و منظور از رفتن صدا اين است كه نتواند بلند حرف بزند. و اين با توانايى او بر آهسته بودن صدايش، منافاتى ندارد.
(٢)
مسأله ١- اگر بر او جنايتى بكند پس تمام صدا و تمام نطقش از بين برود بر او دو ديه مىباشد.
(٣)
مسأله ٢- اگر صداى او نسبت به بعضى از حروف از بين برود و نسبت به بعضى ديگر باقى بماند، در آن احتمال ارش است.
و احتمال تقسيم آن نيز مىرود، همانطورى كه در اصل سخن گفتن گذشت. ولى احوط مصالحه است.
(٤)
مسأله ٣- در تلف شدن و از بين رفتن منافعى كه ديه معينى براى آن تعيين نشده مقدار به حكومت تعيين مىگردد
مثل خوابيدن و قوه لامسه و پيدا شدن ترس يا رعشه و تشنگى و گرسنگى و بىهوشى و پيدا شدن مرضها هر صنفى از آنها.
(٥)
مسأله ٤- ارش، و حكومتى كه به معناى ارش مىباشد فقط در مواردى مىباشد كه اگر معيب به صحيح مقايسه شود نقصى در قيمت باشد
، پس مقدار تفاوت، همان ارش و حكومتى است كه به معناى ارش است. و اما اگر در موردى فرض شود كه موجب نقص به اين معنا نمىشود و در شرع، تقديرى براى آن نيست مثل اينكه انگشت زيادى او را قطع كند، يا بر او جنايتى وارد نمايد و بويايى او را ناقص نمايد، و در تقويم بين مورد جنايت و غير آن فرقى نباشد، چارهاى از حكومت به معناى ديگر نمىباشد و آن معنى حكومت قاضى است به آنچه كه ماده نزاع را از ريشه بكند، يا به امر نمودن بر مصالحه، يا تقدير او بر حسب مصالح، يا تعزير او.
(٦)
مقصد سوم در شكستن سر و جرح نمودن
(٧) «شجاج»- به كسر شين- جمع «شجه»- به فتح شين- مىباشد. و اين شجه جرحى است كه اختصاص به سر دارد. بعضى گفتهاند كه: بر جرح نمودن صورت هم اطلاق مىشود. ولى بعد از آنكه حكم سر و صورت يكى است، ثمرهاى در آن نمىباشد. و شجاج اقسامى دارد: