ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٩٣ - مسأله ٣ - اگر ولى و جانى بعد از بلوغ او يا بعد از افاقه او اختلاف پيدا كنند
(١)
مسأله ٢- پدر به كشتن پسرش كشته نمىشود و لو اينكه كفو او نباشد
؛ بنابراين، پدر كافر به كشتن پسر مسلمانش، كشته نمىشود.
(٢)
مسأله ٣- فرزند به كشتن پدرش كشته مىشود
؛ و همچنين است مادر- اگر چه بالا برود- به كشتن فرزندش. و فرزند به كشتن مادرش.
و همچنين است نزديكان، مانند اجداد و جدههاى مادرى و برادرها و خواهرها از دو طرف و عموها و عمهها و دايىها و خالهها.
(٣)
مسأله ٤- اگر دو نفر فرزند مجهولى را ادعا نمايند پس اگر يكى از آنها قبل از قرعه او را بكشد قود ندارد
و اگر هر دو او را به قتل برسانند آيا بازهم حكم همين است؛ زيرا احتمال نسبت به هر يك از آنها باقى است يا به قرعه رجوع مىشود؟ اقوى دومى است. و اگر هر دو او را ادعا كنند سپس يكى از آنها رجوع نمايد و هر دو او را بكشند قصاص بر شخصى متوجه است كه برگشته است، بعد از ردّ آنچه كه از جنايت او اضافه باشد و بر ديگرى نصف ديه است بعد از انتفاى قصاص از او.
و اگر كسى كه برگشته، اختصاصا او را بكشد، مختص به قصاص مىشود و اگر ديگرى او را بكشد از او قصاص نمىشود. و اگر هر دو با هم برگشتند و ارث حق دارد از هر دو قصاص كند بعد از ردّ ديه نفس بر آنها.
و همچنين است حال اگر هر دو يا يكى از آنها بعد از قتل برگشتند. بلكه ظاهر اين است كه اگر كسى كه قرعه به نام او در آمده رجوع نمايد مطلب همچنين است، ديگرى بر ادعا بماند يا نه.
(٤)
شرط چهارم و پنجم- عقل و بلوغ است
؛ پس ديوانه كشته نمىشود- عاقلى را بكشد يا ديوانهاى را البته ديه بر عاقلهاش ثبت مىشود. و بچه به بچه و به بالغ اگر چه به ده سال يا پنج وجب قد رسيده باشد كشته نمىشود؛ پس عمد او خطا است تا اينكه در سن يا ساير نشانهها به حد مردان برسد و ديه بر عاقلهاش مىباشد.
(٥)
مسأله ١- اگر عاقلى (كسى را) بكشد سپس اختلاط پيدا كند و عقلش برود، قود از او ساقط نمىشود
، خواه قتل به بيّنه ثابت شود يا به اقرار او در حال سلامتيش.
(٦)
مسأله ٢- رشد به معناى معهود آن در قصاص شرط نيست
؛ پس اگر بالغ غير رشيدى (كسى را) بكشد قود بر او مىباشد.
(٧)
مسأله ٣- اگر ولى و جانى بعد از بلوغ او يا بعد از افاقه او اختلاف پيدا كنند
پس ولى بگويد: