ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٨٩ - مسأله ٦ - اگر زنا از شخص حر غير محصن، تكرار شود و لو اينكه زن باشد، پس سه مرتبه بر او حد اقامه شود، در مرتبه چهارم كشته مىشود
(١)
مسأله ٢- اگر مرد بالغ و عاقل و محصن، با زن غير بالغه يا با زن ديوانه زنا نمايد آيا فقط رجم دارد يا بر او حدّ است نه رجم؟ دو وجه دارد
و ثبوت رجم بر او بعيد نيست. و اگر مرد ديوانه با زن عاقل و بالغ زنا نمايد در صورتى كه زن هم موافق باشد حدّ كامل- از رجم يا جلد- بر زن واجب است و بنابر اقوى، حدّى بر ديوانه نيست.
(٢)
سوم- فقط جلد است
؛ و جلد بر مرد زانى كه محصن نيست در صورتى كه مالك نشده باشد يعنى تزويج نكرده باشد، و بر زن عاقل و بالغ در صورتى كه بچهاى با او زنا كند- زن محصنه باشد يا نه- و بر زنى كه محصنه نيست در صورتى كه زنا كند، مىباشد.
(٣)
چهارم- جلد و رجم با هم هستند
و اينها حد پيرمرد و پير زن مىباشد در صورتى كه هر دو محصن باشند، پس اول، جلد مىشوند سپس رجم مىگردند.
(٤)
پنجم- جلد و تغريب (تبعيد) و جزّ است
؛ و اينها حدّ بكر مىباشند و او كسى است كه ازدواج كرده ولى دخول به او ننموده است بنابر اقرب.
(٥)
مسأله ٣- جزّ، تراشيدن سر مىباشد
؛ ولى تراشيدن ريش و همچنين ابروهاى او جايز نمىباشد. و ظاهر آن است كه تراشيدن تمام سرش لازم است و تراشيدن جلوى سر كفايت نمىكند.
(٦)
مسأله ٤- حدّ نفى بلد (تبعيد) يك سال است از شهرى كه در آن جلد شده است
و تعيين شهر با حاكم مىباشد. و اگر شهر حدّ غير از وطن او باشد نفى او از آن شهر به وطنش جايز نيست، بلكه حتما بايد به غير وطنش باشد.
و اگر او در فلاتى حدّ بخورد، نفى او ساقط نمىشود پس به غير وطنش نفى مىشود؛ و در بلد بين اينكه شهر باشد يا قصبه فرقى نيست.
(٧)
مسأله ٥- در تكرار شدن زنا- دو مرتبه يا چند مرتبه در يك روز يا چند روز با يك زن، يا چند زن- يك حدّ است
؛ در صورتى كه حدّى در خلال آنها اقامه نشده باشد. و اين در صورتى است كه زناى تكرارى، يك نوع از حدّ را اقتضا كند مثل جلد مثلا و امّا اگر حدود مختلفى را اقتضا نمايد مثل اينكه بعضى از آنها فقط جلد و بعضى از آنها جلد و رجم يا فقط رجم را اقتضا نمايد، ظاهر آن است كه به تكرار سبب آن، تكرار مىشود.
(٨)
مسأله ٦- اگر زنا از شخص حرّ غير محصن، تكرار شود و لو اينكه زن باشد، پس سه مرتبه بر او حدّ اقامه شود، در مرتبه چهارم كشته مىشود.
و بعضى گفتهاند كه بعد از اقامه دو حدّ بر او، در سومى كشته مىشود. ولى اين قول غير مرضى است.