ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٤٣ - سوم - در قصاص، مساوى بودن در اصلى و زيادى شرط است
است. و در روايتى كه اعتماد بر آن نيست، آمده كه اگر ديه را به زن ادا نكند عورت او براى زن قطع مىشود. و همچنين اگر زن، ذكر مرد يا بيضه او را قطع نمايد قصاصى بر زن نيست و بر او ديه است.
(١)
مسأله ٤١- اگر باكره، بكارت ديگرى را از بين ببرد، ظاهر قصاص است.
و گفته شده: ديه دارد و اين وجيه است در صورتى كه مساوات ممكن نباشد. و همچنين در هر موردى كه مماثله و مساوات متعذر باشد ديه ثابت مىشود.
(٢)
چند فرع
(٣)
اوّل- اگر كسى كه دستش يك انگشت يا بيشتر كم دارد، دست كامل سالمى را قطع نمايد مجنى عليه حق قصاص دارد
؛ پس آيا بعد از قطع، حق گرفتن ديه آنچه را كه از دست جانى كمتر بوده، دارد؟ بعضى گفتهاند كه: نه. و بعضى گفتهاند: بلى، در جايى كه انگشت او به جنايتى قطع شده باشد و ديه او را گرفته يا مستحق آن باشد و امّا اگر خلقتا يا به آفتى مفقود باشد قصاصگيرنده مستحق چيزى نمىباشد. و اشبه آن است كه مطلقا حق ديه دارد. و اگر شخص سالم، ناقص را قطع نمايد- عكس آنچه كه گذشت- آيا دست جانى بعد از اداى ديه آنچه كه مجنى عليه كمتر دارد، قطع مىشود يا قصاص نمىشود و بر او ديه است يا آنچه را كه وجود دارد قصاص مىگيرد و در بقيه آنچه حاكم شرع معين كند مىباشد؟ وجوهى است و اين مسأله مشكل است و نظير آن گذشت.
(٤)
دوّم- اگر انگشت مردى را قطع كند پس به كف دست او سرايت نمايد به طورى كه كف او قطع شود سپس بهبودى پيدا كند، قصاص در هر دو ثابت است
؛ پس كف دست او از مفصل قطع مىشود. و اگر دست او را از مفصل كف دست قطع نمايد قصاص ثابت است. و اگر با آن قسمتى از ذراع را قطع نمايد از مفصل زند قصاص مىكند و در زايد، احتمال تعيين مقدار به حكومت و احتمال حساب كردن به مسافت آن مىباشد. و اگر آن را از مرفق قطع نمايد پس قصاص است و در زيادى، آن چيزى است كه گذشت. و حكم پا حكم دست مىباشد؛ پس در قطع از مفصل قصاص است و در زياده آن است كه گذشت.
(٥)
سوّم- در قصاص، مساوى بودن در اصلى و زيادى شرط است
پس اصلى به زيادى و لو با يكى بودن محل و همچنين زيادى به اصلى در صورت اختلاف محل قطع نمىشود. و اصلى به اصلى با يكى بودن محل و زيادى به زيادى در صورت يكى بودن محل و همچنين زيادى به اصلى با