ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣١٥ - مسأله ٥ - كسى كه مال را ارث مىبرد، ديه را ارث مىبرد حتى زوج و زوجه
(١)
كيفيّت استيفاء
(٢)
مسأله ١- قتل عمد موجب قصاص است عينا و موجب ديه نمىباشد- نه عينا و نه تخييرا
- پس اگر ولى قود را عفو نمايد ساقط مىشود و حق مطالبه ديه ندارد. و اگر جانى خودش را بذل نمايد غير آن براى ولى نمىباشد. و اگر ولى به شرط ديه عفو نمايد جانى حق دارد قبول كند و (يا) آن را قبول ننمايد؛ و ديه ثابت نمىشود مگر به رضايت او پس اگر به ديه راضى باشد قود ساقط مىشود و ديه ثابت است. و اگر به شرط ديه عفو كند بنابر اصح صحيح است اگر چه به طور تعليق باشد پس اگر قبول كند، قود ساقط مىشود و اگر شرط، دادن ديه باشد قود ساقط نمىشود مگر به اعطاى او، و اعطاى ديه جهت خلاصى خود، بر جانى واجب نيست. و بعضى گفتهاند كه: واجب است؛ زيرا حفظ نفس واجب است.
(٣)
مسأله ٢- مصالحه بر ديه يا زايد يا كمتر از آن جايز است
؛ پس اگر ولى راضى نشود مگر به مضاعف نمودن ديه، جايز است و براى جانى است كه قبول نمايد، بنابراين، اگر قبول كند صحيح است و وفا بر او واجب مىشود.
(٤)
مسأله ٣- قضاوت كردن به قصاص مادامىكه ثابت نشده كه تلف، به جنايت بوده، براى حاكم جايز نيست
؛ پس اگر نزد او مشتبه باشد و بيّنهاى بر آن اقامه نشود و به اقرار جانى ثابت نگشت بر قصاص يا ارش در جنايت، اكتفا نمايد- نه نفس-.
پس اگر دست شخصى قطع شود و معلوم نباشد- و لو به بينه يا اقرار- كه قتل، به جنايت حاصل شده است قتل جايز نمىباشد.
(٥)
مسأله ٤- كسى كه مال را ارث مىبرد، قصاص را نيز ارث مىبرد
، غير از زوج و زوجه؛ كه محقّقا اينها مستحق قصاص نمىباشند و از فقها كسى است كه گفته: برادرها و خواهرهاى مادرى و كسى كه به وسيله آنها قرابت پيدا مىكند، قصاص را ارث نمىبرند. و بعضى گفتهاند كه: زنها حق قود و همچنين عفو ندارند اگر چه به سبب پدر قرابت داشته باشند. ولى اولى اشبه است.
(٦)
مسأله ٥- كسى كه مال را ارث مىبرد، ديه را ارث مىبرد حتى زوج و زوجه
، ولى برادرها و خواهرهاى مادرى بلكه مطلق كسانى كه به وسيله مادر قرابت دارند بنابر اقوى از ديه ارث نمىبرند، ليكن احتياط در غير برادرها و خواهرها خوب است.