ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٥٧ - مسأله ٤ - اگر مرتكب جنايتى كه موجب حد يا تعزير است بشوند بايد آنچه را كه اقتضا دارد به آنها عمل شود
(١)
مسأله ١- مخالفت اين دو شرط مستلزم خروج از ذمه است بلكه اولى اينها از مقوّمات عقد جزيه و دومى آنها از مقتضيات امان است.
و اگر شرط شمرده نشوند، خوب است. و اگر كارى كردند كه با امان منافات دارد، عهد را شكسته و از ذمه خارج گشتهاند، چه بر آنها شرط شده باشد يا نه.
(٢)
سوم- اينكه تظاهر به منكرات نزد ما ننمايند، مانند آشاميدن شراب
و انجام دادن زنا و خوردن گوشت خوك و ازدواج با محرّمات.
(٣)
چهارم- پذيرش اينكه احكام مسلمين بر آنها جارى شود از اداى حق يا ترك محرم يا اجراى حدود خداى تعالى و مانند آن.
و احوط آن است كه اين را بر آنها شرط نمايد.
(٤)
مسأله ٢- اگر اين دو قسم، در عقد جزيه شرط شود پس آنها مخالفت كنند، عهد شكسته مىشود
و از ذمه خارج شدهاند بلكه احتمال دارد كه مخالفت اين دو شرط هم موجب نقض عقد مطلقا باشد؛ پس به سر پيچى و مخالفت آنها، از ذمه خارج مىشوند اگر چه اين دو بر آنها شرط نشود.
(٥)
پنجم- اينكه مسلمين را اذيت ندهند مانند زنا با زنهايشان
و لواط با پسرانشان و دزدى اموالشان و جاى دادن جاسوس مشركين و جاسوسى كردن براى آنها. و بعيد نيست كه دوتاى آخرى مخصوصا دومى آنها از منافيهاى امان است و لزوم ترك آنها از مقتضيات امان مىباشد.
(٦)
ششم- احداث كنيسه نكنند و ناقوس نزنند و ساختمانى را طولانى ننمايند
؛ و اگر مخالفت كنند تعزير مىشوند.
(٧)
مسأله ٣- اين دو شرط هم مانند سوم و چهارم احتمال دارد كه مخالفت آنها در اينها، مطلقا ناقض عهد باشد
و احتمال دارد كه با شرط كردن، ناقض باشند.
و بعضى از فقها احتمال داده است كه نقض عهد در جايى است كه شرط شود به طورى كه امان معلق به آن باشد نه آنكه شرط در ضمن عقد آن باشد. و بنابراين فرض شبههاى در نقض عهد نمىباشد.
(٨)
مسأله ٤- اگر مرتكب جنايتى كه موجب حد يا تعزير است بشوند بايد آنچه را كه اقتضا دارد به آنها عمل شود.
و اگر پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) يا ائمه (عليهم السّلام) يا فاطمه زهرا (سلام اللّه عليها) را- بنابر احتمالى كه بعيد نيست- ناسزا بگويند سبّكننده مانند غير آنها از مكلّفين به قتل مىرسد. و اگر به آنها چيزى بگويند كه كمتر از سبّ باشد تعزير مىشوند. و اگر در عقد شرط شود كه از آن خوددارى شود، بنابر قولى نقض عهد مىشود. و اگر امان، بر