ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٧٧ - سوم - آنچه كه نزد بعضى، به«حق طبع» ناميده مىشود، حق شرعى نيست
(١)
مسأله ٦- قطع عضو ميت غير مسلمان براى پيوند زدن، مانعى ندارد
، ليكن بعد از آن اشكال در نجاست آن واقع مىشود و اينكه ميته است و نماز در آن صحيح نيست. و ممكن است گفته شود در جايى كه حيات در آن حلول نمايد از عضويت ميت خارج مىشود و عضو زنده مىگردد پس پاك و زنده مىشود و نماز در آن صحيح است.
و همچنين است اگر عضوى از حيوان قطع شود و لو نجس العين باشد و پيوند شود پس زنده به حيات مسلمان شود.
(٢)
مسأله ٧- اگر به جواز قطع و پيوند زدن با اذن صاحب عضو در زمان حياتش، قائل شويم، ظاهر آن است كه بيع آن جايز مىباشد
تا بعد از مردنش از آن استفاده برده شود. و اگر به جواز اذن اوليايش قائل شويم نيز فروش آن، جهت انتفاع به آن، بعيد نيست. و چارهاى از صرف ثمن براى ميت يا براى اداى دين او يا صرف آن در خيرات براى او نيست و وارث حقى در آن ندارد.
(٣)
چند فرع:
(٤)
اوّل- بنابر اقوى، انتفاع به خون در غير خوردن و جواز بيع آن براى استفاده غير خوردن جايز است.
پس آنچه كه متعارف شده از فروش خون به مريضها و غير آنها، مانعى از آن نيست، تا چه رسد به اينكه بر آن مصالحه شود يا حق اختصاص منتقل شود، و نقل خون از بدن انسان به ديگرى و گرفتن ثمن آن بعد از تعيين وزن آن با وسايل جديد، جايز است. و با جهل به آن مانعى از صلح بر آن نمىباشد. و احوط گرفتن مبلغى است براى تمكين بر گرفتن خون او مطلقا- نه در مقابل خون- و مادامىكه ممكن است، احتياط ترك نشود.
(٥)
دوّم- بنابر اقوى ذبيحهاى كه با ماشينهاى جديد ذبح مىشود اگر چه تمام شرايط آن در ذبح جمع باشد حرام است
، تا چه رسد به اينكه ذبح از قفا يا بدون استقبال به قبله باشد. پس ذبح به وسيله ماشينها ميته و نجس است كه خوردن آنها و همچنين خريدن آنها، جايز نيست. و بايع ثمنى را كه در مقابل آن گرفته است مالك نمىشود و او براى مشترى ضامن است.
(٦)
سوّم- آنچه كه نزد بعضى، به «حق طبع» ناميده مىشود، حق شرعى نيست
؛ پس سلب تسلط مردم بر اموالشان بدون معاقده و اشتراط، جايز نيست. بنابراين، مجرّد طبع كتاب و