ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٩٩ - مسأله ٣ - اگر يكى از دو شاهد، به اقرار به قتل مطلقا و ديگرى به اقرار به قتل عمدى شهادت دهد اصل قتل كه اتفاق بر آن دارند، ثابت مىشود
مسلمين نباشد بعيد نيست كه هر دو يا يكى از آنها به ديه ملزم شود و اگر آنها مالى نداشته باشند در قود اشكال است.
(١)
دوّم بيّنه است
(٢) آنچه كه موجب قصاص است- چه در نفس باشد يا در عضو- ثابت نمىشود مگر به دو شاهد عادل. و شهادت زنها- تنها زن باشند يا با مرد باشند- اعتبار ندارد. و در جايى كه موجب قصاص است شهادت زنها موجب ديه نمىشود. البته شهادت زنها در جايى كه موجب ديه است مانند قتل خطايى يا شبه عمد، و در جراحاتى كه موجب قصاص نيست مانند شكستگى استخوان و بالاتر از آن جايز مىباشد.
و آنچه كه موجب قصاص است به شهادت يك شاهد و قسم مدعى بنابر قول مشهور، ثابت نمىشود.
(٣)
مسأله ١- در قبول شهادت به قتل، معتبر است كه شهادت صريح يا مانند صريح باشد
؛ مثل قول او: «او را با شمشير كشت» يا «او را با شمشير زد پس مرد» يا «خون او را ريخت پس از آن مرد» و اگر در آن اجمال يا احتمال باشد قبول نمىشود.
البته احتمالات عقلى كه عرفا با ظهور يا صراحت منافات ندارد، معتبر نمىباشد؛ مثل اينكه در قول او: «او را با شمشير زد پس مرد» گفته شود كه محتمل است مردن به غير زدن باشد، بلكه ظاهر آن است كه ظهور عقلايى معتبر است. و تصريح به نحوى كه احتمال عقلى در آن راه پيدا نكند لازم نيست.
(٤)
مسأله ٢- در قبول شهادت، معتبر است كه شهادت آنها بر يك موضوع و يك وصف وارد شود
؛ پس اگر يكى از آنها شهادت دهد كه او را صبح كشت و ديگرى شهادت دهد كه شب كشت، يا يكى از آنها شهادت دهد كه او را با سمّ كشت و ديگرى بگويد او را با شمشير كشت، يا يكى از آنها بگويد: او را در بازار كشت و ديگرى بگويد در مسجد كشت قول آنها قبول نمىشود و ظاهر آن است كه از لوث هم نمىباشد. ولى اگر يكى از آنها شهادت دهد كه او به قتل اقرار نمود و ديگرى شهادت دهد كه آن را مشاهده نموده است شهادتشان قبول نمىشود و ليكن از لوث مىباشد.
(٥)
مسأله ٣- اگر يكى از دو شاهد، به اقرار به قتل مطلقا و ديگرى به اقرار به قتل عمدى شهادت دهد اصل قتل كه اتفاق بر آن دارند، ثابت مىشود
؛ پس در اين صورت مدعى عليه مكلّف به بيان مىشود، پس اگر اصل قتل را انكار نمايد از او قبول نمىشود و اگر به عمد اقرار كند از او